607
تفسير نورٌ علي نور ج1

191. «أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ»

روض الجنان: ... رسول را عليه‏السلام از عقيقه پرسيدند، گفت: اَمّا اَنَا فَلا اُحِبُّ الْعُقُوقَةَ فَمَنْ اَرادَ اَنْ يَعُقّ عَنْ وَلَده فَلْيَفْعَل. ۱
1457. علامه شعرانى: عقوق ناسازگارى و حق ناشناسى است و چون عقيقه با عقوق در لفظ شباهتى دارد پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اين لفظ نپسنديد يا به مناسبت لفظى فرصتى يافت براى نهى و ذم عقوق. ۲

195. «أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها...»

1.روض الجنان، ج ۹، ص ۴۱.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۳۵۳.


تفسير نورٌ علي نور ج1
606

190. «فَلَمّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللّهُ عَمّا يُشْرِكُونَ»

روض الجنان: «فَلَمّا آتاهُما صالِحاً» ؛ چون بداد ايشان را فرزند صالح... «جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ» ؛ كردند او را همتايان و انبازان در آنچه داد، «فَتَعالَى اللّهُ عَمّا يُشْرِكُونَ» ؛ متعالى است خداى ما (جلّ جلاله) از آنچه به او شرك آرند. امّا مخالفان ما آيت را تفسير چنين دادند كه: چون حوّا بار برگرفت، ابليس پيش او آمد بر صورت مردى، او را گفت: تو دانى كه اين كه در شكم تو است چيست؟ گفت: نه، گفت: چه ايمن باشى كه حيوانى باشد نه از جنس شما؛ بل حيوانى باشد از جنس سگ و خرس و خوك و سِباع كه در زمين مى‏بينى نه همه زمين از اين مملو است و از جنس شما كس نيست؟ گفت: پس چه بايد كردن: گفت: من مردى ام كه مرا از خداى من منزلتى هست و دعاى مستجاب، اگر من دعا كنم فرزندِ تو از جنس شما باشد، گفت: پس دعا كن. گفت: نكنم، تا با من شرط كنى كه عبدالحارثش نام كنى؛ و ابليس را نام حارث بود. شرط كردند كه چنين كنند، چون بزاد، عبدالحارثش نام كردند، فذلك قوله: «فَلَمّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما» ، يعنى فى التّسْمية، و اين روايت كلبى است. ۱
1455. علامه شعرانى: علماى رجال، كلبى را از شيعه شمرده‏اند. دور نيست يكى از شيعه اخبار ضعيف را از ديگران نقل كرده باشد يا روايتى كه حجت نيست در كتب خود آورده و سهواً بدان اعتماد كند؛ چنان‏كه بسيار اهل روايت ديده‏ايم حديث ضعيف را صحيح پنداشته، بر آن اعتماد كردند. و به احتمال قوى كلبى به همه روايات
خود اعتماد نداشت. ۲
روض الجنان: ... وجهى دگر در آيت آن است كه، محمّد بن بحرالاصفهانى گفت كه: كنايت در جمله متعلق است به فرزندان آدم و حوّا و از آن هيچ به آدم و حوّا متعلق نيست. ۳
1456. علامه شعرانى: يعنى بسيار از آدم سخن رفته است در قرآن و مقصود نوع بشر بوده نه تنها پدر ايشان آدم؛ چنان‏كه فرمود: «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»۴ نه تنها آدم است كه خليفه شد. و سخن ملائكه «أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها»۵ نه مراد آدم است اگرچه موضوع كلام او است. ۶

1.روض الجنان، ج ۹، ص ۳۸.

2.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۳۵۰.

3.روض الجنان، ج ۹، ص ۴۰.

4.بقره (۲): ۳۰.

5.روح الجنان، ج ۵ ، ص ۳۵۲.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 75278
صفحه از 724
پرینت  ارسال به