661
تفسير نورٌ علي نور ج1

111. «إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ...»

روض الجنان: در خور است. ۱1573. علامه شعرانى: «در خور است» يعنى به كار او مى‏خورد، پس مى‏خرد. ۲
روض الجنان: «إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤمِنِينَ» ؛ تا تو بيگانه باشى او را چه كرا* كند كه با تو شراء كند، و چون آشنا شدى او را چه منع كند از آنكه با تو بيع كند. پس اوّل قدم در نه، دست بيعت بده تا به نوبت دوم به صفقه بيع دست بر دست زنند، پاى در نه و دست بده و جان و مال از دست بده تا چو مالت نباشد، مآلت باشد، و چون جانت نباشد جنانت باشد. تا تو مالك خودى، تو را جز مالك** مالكى نباشد، و آن را كه مالك، مالك بود به غايت هالك بود... . ۳
1574. علامه شعرانى: *يعنى چه ارزش دارد. ۴
1575. ** يعنى مالك دوزخ. ۵
روض الجنان: اِشارَة اُخْرى: عزيز مصر يوسف را بخريد و خواصّ اهلش را به خدمتِ او مشغول كرد و اهلش را گفت: «اَكْرِمي مَثويهُ...» ، همچنين حق تعالى چون تو را بخريد ملائكه ملكوت رابه خدمت تو مشغول كرد تا بهرى حافظان تواند، و بهرى دبيران تواند. و بهرى خازنان تواند، و بهرى پايمردان* و كيلدران** و عذر خواهان تواند. ۶
1576. علامه شعرانى: * «پايمرد» ياور و معاون. ۷
1577. ** مصحّف لغتى است كه براى ما معلوم نشده، شايد آن هم به معنى استغفار كننده و معذرت جوى بوده است و در نسخه‏اى «ووكيل در آن». ۸
روض الجنان: «وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا» ... و از دو وجه وفا كردن بدو واجب است: يكى
آنكه جزاست بر عمل و ثواب بر جهاد، و اين واجب است. و دگر اِنجاز وعد است و خلف وعد قبيح باشد، و اين مشتمل بود ثواب و عِوض را، ثواب بر يَقْتُلُونَ، و عوض بر يُقْتَلُون. ۹
1578. علامه شعرانى: عوض بر رنج غير اختيارى است كه به انسان رسد، مانند كشته شدن و ثواب بر عمل اختيارى مانند كشتن. ۱۰

1.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۴۴.

2.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۷.

3.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۴۵.

4.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۸.

5.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۴۷؛ در چاپ مشهد «و وكيلِ دران» ضبط شده است.

6.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۹.

7.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۵۴ ـ ۵۵ .

8.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۲۴.


تفسير نورٌ علي نور ج1
660

108. «لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى...»

روض الجنان: آن‏گاه نهى كرد رسول را، گفت: «لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً» ؛ هرگز آن جا مرو و آن جا مه‏اى است، و نهى به ظاهر رسول راست و به معنى رسول را و جمله مؤمنان را كه
در آن مسجد ضرار شوند. آنگه مدح كرد مسجد ديگر را، رسول عليه‏السلام چون اين آيات آمد، مالك بن الدُّخْشُم را ـ و او از بنى عوف بود ـ و مَعن بن عدىّ را و عامر بن السكر را گفت: بروى و به مسجد اين ظالمان شوى و ويران بكنى و بسوزى... . ۱
1569. علامه شعرانى: در سيره ابن هشام گويد: معن بن علاى يا برادرش عاصم بن عدى. ۲ نام عامر بن السكر جايى نيافتم. ۳
روض الجنان: و رسول عليه‏السلام فرمود تا: به خاك افگن كردند و مزبله‏اى شد آن. ۴
1570. علامه شعرانى: خاك افكن جايى كه در آن زباله ريزند. ۵
روض الجنان: ... معنى آن باشد كه: آن كس كه بناى خود يعنى بناى مسجد بر تقوا و پرهيزگارى نهد و رضاى خداى تعالى، بهتر باشد يا آنكه بناى بنيت خود بر كرانه چاهى يا گوى بيران ويروان نهد كه فرو شود. ۶
1571. علامه شعرانى: «گو» به معنى گودال. ۷
روض الجنان: الْمِجْرَفَةُ لآلة الجرف. ۸
1572. علامه شعرانى: بيل. ۹

1.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۳۵ ـ ۳۶؛ در چاپ مشهد «عامر بن البكير» ضبط شده است.

2.سيرة النبىّ، ج ۴، ص ۹۵۶.

3.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۱.

4.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۳۶.

5.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۲.

6.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۳۹؛ در چاپ مشهد «چاهى ويران يا چله‏اى ويران» ضبط شده است.

7.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۴.

8.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۴۱.

9.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۱۵.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 75546
صفحه از 724
پرینت  ارسال به