673
تفسير نورٌ علي نور ج1

13. «وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ...»

روض الجنان: حق تعالى گفت: من ايشان را به گناهشان هلاك كردم و شما را از پس ايشان در زمين خليفه كردم. و خليفه، فَعيله باشد به معنى مُفَعَّله باشد، يعنى باز گذاشته. و «ها» در او مبالغت را باشد، كعلامه و نَسّابه. و هر كه از پس ديگرى باشد او را خليفه خوانند چنان‏كه آدم را چون از پس جانّ* بود. آنگه بيان غرض كرد، گفت: اين استخلاف و ايشان را بردن و شما را بر جاى ايشان رها كردن براى آن است تا بنگرم كه چه خواهى كردن، و اين بر سبيل تنبيه و زجر و وعظ است، يعنى ديدم كه ايشان چه كردند، اكنون بنگرم تا شما چه خواهى كردن، و معنى آنكه: مگر!** آن نكنى كه ايشان كردند تا آن نبينى كه ايشان ديدند از عذاب و نكال. ۱
1601. علامه شعرانى: * خلافت اولاد آدم نه براى آن بود كه جانشين جنيان شد، بلكه چون كار تربيت و آبادانى جهان به عهده او است از جانب خداوند او را خليفه خواند. ۲
1602. ** يعنى زنهار. ۳

19. «وَ ما كانَ النّاسُ إِلاّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا...»

روض الجنان: «وَ ما كانَ النّاسُ إِلاّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا» ، حق تعالى در اين آيت خبر داد
كه: مردمان همه يك امّت بودند، و امّت جماعتى باشند مجتمع بر امرى و مستمرّ بر طريقتى، و اصل او از أمّ باشد، و آن قصد است، و مراد در آيت آن است كه: مردمان پيش از اختلاف بر يك دين و طريقت بودند... .
بعضى دگر گفتند به اين «ناس»، آنان را خواست كه در سفينه نوح از غرق برستند و در همه دنيا جز ايشان آدمى نبود، ايشان همه يك قول و يك ملّت بودند بر شريعت نوح عليه‏السلام. عطا گفت: در عهد ابراهيم عليه‏السلام مردم همه يك ملّت شدند پس از هلاك نمرود و بر دين ابراهيم بودند تا عمرو بن لُحَىّ* خلافى بكرد و تفريقى در ميان مردم افگند. ۴
1603. علامه شعرانى: عمروبن لحى مردى بود از عرب كه به شام سفر مى‏كرد به تجارت و بت‏پرستى را از شام به حجاز آورد به ارمغان. و گفتيم چون مردم شام مقتدر بودند و در زندگى پيش‏تر و قهراً ساير ضعفا خوى نيرومندان را مى‏گيرند و رسم آنان را تقليد مى‏كنند، روش بت پرستى ميان اهل حجاز شايع گشت؛ چنان‏كه امروز مسلمانان بسيارى از عادات زشت نصارا تقليد مى‏كنند. ۵

1.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۱۱۱؛ در چاپ مشهد «نگر» به جاى «مگر» ضبط شده است.

2.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۶۴.

3.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۶۴.

4.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۱۱۵ ـ ۱۱۶.

5.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۶۷.


تفسير نورٌ علي نور ج1
672

7. «إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها...»

روض الجنان: «إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا» ؛ آنان كه ثواب ما اميد ندارند و از عقاب ما نترسند و ايمان ندارند به بعث و نشور، و آنكه ايشان را با نزد ما مى‏بايد آمدن و ملاقات حساب و كتاب. «وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا» ؛ و به زندگانى دنيا كه نزديك‏تر است راضى شده‏اند و همّت ايشان از آن برتر نمى‏شود. ۱
1598. علامه شعرانى: اينان گروه طبيعى و دهرى‏اند كه به غير عالم محسوس معتقد نيستند و خدا و روح و ملائكه و عالم غيب را نمى‏شناسند و اميد به لقاى پروردگار كه عالم آخرت است ندارند. چون عالم غيب در رتبه به خداوند نزديكتر است آن را لقاى پروردگار ناميد مردم عهد ما گويند چون انسان در علم ترقى كند مى‏داند به غير حس نبايد معتقد گشت اما چنين نيست مردم جاهليت عرب همان مى‏گفتند كه فيلسوفان طبيعى عصر ما مى‏گويند. ۲

9. «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ...»

روض الجنان: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ» ، گفت: آنان كه بگرويدند و عمل صالح كردند، و اين آيت و امثال اين جمله دليل است بر آنكه عمل صالح از ايمان نباشد. ۳
1599. علامه شعرانى: در اين كتاب مكرر گذشت كه ايمان همان عقيده به خدا و رسول است و عمل نيك جزء ايمان نيست، برخلاف جماعتى از اهل حديث كه برخلاف اين گويند. ۴روض الجنان: و در خبر است كه رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله گفت: چون بنده سر از گور بردارد، عمل صالحش پيش او آيد... . و كافر، چون سر از گور بردارد و عمل بد او در صورتى زشت و هيأتى زشت پيش او آيد... گويد: من عملِ بد توام و با توام و از تو مفارقت نكنم تا تو را به دوزخ سپارم، و اين، بر سبيل مثل گفته است. ۵
1600. علامه شعرانى: تجسم عمل حقيقت است نه مثل. ۶

1.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۱۰۱.

2.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۵۷.

3.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۱۰۲.

4.روح الجنان، ج ۶، ص ۱۵۸.

5.روض الجنان، ج ۱۰، ص ۱۰۳.

  • نام منبع :
    تفسير نورٌ علي نور ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    صادقي، محسن؛ مروي، عباسعلي
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 75280
صفحه از 724
پرینت  ارسال به