حسن بصرى گفت، رسول عليه السلام گفت: خروه در بانگ مى گويد: اُذكُرُوا الله يا غافِلُونَ؛ ذكر خداى كنى اى غافلان.
صادق عليه السلام گفت از پدرانش، از حسين بن على كه گفت: كركس در بانگ مى گويد: يَابنَ آدمَ عشْ ما شئتَ آخرُكَ المَوتُ؛ اى فرزند آدم چندان كه خواهى بزى كه آخرت مرگ است،************* و عقاب چون بانگ كند گويد: فى الْبُعْدِ من النّاسِ اُنْسٌ؛ در دورى از مردمان انس است.************** و چون جلوزك ۱ بانگ كند مى گويد: اللّهُم العَنْ مُبْغضى آل محمَّدٍ؛ بار خدايا! دشمنان آل محمّد را لعنت كن، گفت: و چون پرستك بانگ كند: «الحَمْدُ للّهِ رَبِّ العالَمين»۲ مى خواند، و آن مدّ در آخر براى «الضّالين» مى كند. ۳ ***************
2354. علامه شعرانى: * زبان حال اهل نشاط است كه با هر سختى شادى مى نمايند و آواز مى خوانند و انديشه ديگر به خود راه نمى دهند. همچنين سخنان منسوب به هر مرغى مناسب با خوى غالب آنان است و كنيه هاى عربى آنان هم مناسب با صفات ظاهرى جسمى يا باطنى روحى آنها است. ۴
2355. ** «ورشان» قمرى نر است؛ مرغى كوچك تر از كبوتر و كنيتش ابوالنايحه، چون بانگش حزن آور است. ۵
2356. *** «فاخته» را كوكو و صلصل نيز مى گويند و به بى مهرى معروف است، سعدى گويد:
با همه جلوه طاووس وخراميدن كبك عيبت اين است كه بى مهرتر از فاخته اى
در خانه اى مسكن مى كند و زود از آنجا به خانه ديگر منتقل مى گردد، گويى