305
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 293)

۱۱۱۳.قيس بن ابى حازم روايت كرد از اميرالمؤمنين عليه السلام از رسول صلى الله عليه و آله كه:«چون خداى تعالى ملكوت آسمان و زمين به ابراهيم نمود، او را بر خلايق اطلاع افتاد. مردى را بر معصيت ديد، دعا كرد به هلاك او. خداى تعالى او را هلاك كرد. ديگرى را ديد در معصيتى، بر او دعا كرد. خداى تعالى او را نيز هلاك كرد. ديگرى را ديد، خواست بر او دعا كند، خداى تعالى گفت: يا ابراهيم! رها كن تو مردى مستجاب الدعوه اى و كار اين بندگان با من از سه وجه بيرون نيست: امّا توبه كنند من از ايشان قبول كنم و امّا از نسل ايشان مرا بندگان مسيح مقدس باشند و امّا پيش من آيند به قيامت من اگر خواهم عفو كنم ايشان را به فضل يا عقوبت كنم به عدل. ابراهيم دعا نكرد بر ايشان».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 296)

1114. سعيد جبير گفت سبب نزول آيه «وَما قَدَرُوا اللّه َ حَقَّ قَدْرِهِ» 3 الآية آن بود كه مردى نام او مالك بن الضيف الجهود بيامد و با رسول صلى الله عليه و آله خصومت مى كرد. رسول صلى الله عليه و آله او را گفت: «به خداى بر تو سوگند مى دهم كه تو در تورات نمى يابى كه خداى تعالى دشمن دارد عالم فربه را».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 2، ص 307)

۱۱۱۵.رسول عليه السلام صحابه را گفت:«من شبى در خواب ديدم كه دو دست از رنجن زرين در دست داشتم بزرگ شد در دست من و مرا خوش نيامد آن. مرا وَحْى كردند كه باد در او دَمْ.. من باد در او دميدم، بپريدند. من تأويل آن خواب بر اين دو دروغ زن كردم: يكى مسيلمة الكذّاب يمامه و يكى كذاب صنعا الأسود العنسى».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 2، ص 309)

۱۱۱۶.ابو هريره روايت كرد از رسول عليه السلام كه:«چون خداى تعالى اسرافيل را فرمايد
كه صور بدم، او صور در دمد همه زمين پر از ارواح شود بر صورت نحل منج انگبين. آنگه حق تعالى گويد: به عزّت و جلال من كه هر جانى با كالبد خود شويد. آنگه آن ارواح به تنها باز شوند از ره بينى و در تن چنان رود كه زهر در مار گزيده. آنگه زمين بشكافد و اوّل كسى كه زمين از او شكافته شود، من باشم. آنگه برخيزند به شتاب و به عرصه قيامت آيند و به موقف عرض هفتاد سال ايستاده باشد: حفاةً و عراةً غرلاً بهما؛ پاى برهنه، تن برهنه و ختنه ناكرده و بى علامت كس با ايشان ننگرد و خداى تعالى ميان ايشان حكم نكند. خلايق چندان بگريند كه آب چشمشان منقطع شود و چندان عرق از ايشان جدا شود كه لگام بر دهنشان كند».

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۳۵.

2.همان، ص ۳۴۱.

3.الأنعام (۶): آيه ۹۱.

4.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۴۳.

5.همان، ص ۳۷۷.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
304

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 2، ص 285) .

۱۱۱۱.در خبر مى آيد كه رسول عليه السلام گفت:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، فرشته اى را ديدم كه بر كرسى نشسته، ترشروى و دلتنگ. همه فرشتگان چون مرا ديدند، در روى من بخنديدند، مگر او و لوحى در دست گرفته و در آنجا مى نگريد. من جبرئيل را گفتم: اين فرشته كيست كه بر روى من نخنديد و استبشارى نكرد. گفت: اين ملك الموت است كه از آن گاه كه خداى تعالى او را آفريده، كسى او را خندان نديد. گفت: من بر او شدم و گفتم: يا ملك الموت! قبض ارواح خلقان چگونه كنى؟ يكى به مشرق و يكى به مغرب و اين لوح چيست؟ در آنجا چه نوشته است؟ گفت: امّا لوح در آنجا آجال خلقان است. خداى تعالى از اين شب قدر تا آن شب قدر، آنان را كه در آن سال وقت مرگ نهاده باشد، نام ايشان و اجل ايشان بر اين لوح ثبت فرمايد و به من دهد تا من در او مى نگرم و آن وقت را مراقبه مى كنم و امّا كيفيّت قبض، حق تعالى اين دنيا را پيش من همچنان نهاده كه خوانى پيش كسى نهند كه هر كجا خواهد، دست بياورد و آنچه خواهد، بردارد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 2، ص 288)

۱۱۱۲.راوى خبر گويد كه رسول عليه السلام گفت كه:«شب معراج كه مرا به آسمان بردند، اسرافيل را ديدم صور بر دهان گرفته و آن بر شكل سروى بود: يك سر در دهان او و آن سَرِ ديگر چهل هزار منفذ داشت در زير عرش و او چشم در زير عرش كشيده، جبرئيل را گفتم: چند گاه است تا اسرافيل اين صور در دهن دارد؟ گفت: از آن گاه كه خداى تعالى او را آفريده است و عالم را آفريده، او صور در دهان گرفته و چشم در زير عرش كشيده، منتظر فرمان خداى تعالى، تا خداى تعالى كى فرمان دهد كه در
دم تا او صور در دمد».

1.روض الجنان، ج ۷، ص ۳۱۴.

2.همان، ص ۳۲۱.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 44608
صفحه از 647
پرینت  ارسال به