379
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 400 ـ 401)

۱۲۸۴.در خبر مى آيد كه رسول گفت:«بار خدايا! من ايشان را (اصحاب كهف) توانم ديدن؟» خداى تعالى گفت: تو ايشان را نبينى و لكن وصىّ خود را با جماعتى از صحابه آنجا فرست تا ايشان را دعوت كنند، با دين و ايمان آورند به تو. گفت: «بار خدايا! چگونه روند آنجا؟» خداى تعالى گفت: بساطى بيار و ايشان را بر آنجا نشان و باد را بفرماى تا ايشان را بردارد و آنجا برد.
رسول عليه السلام بفرمود تا بساطى بگستردند، و ابوبكر را گفت بر يك گوشه نشين، و عمر را گفت بر يك گوشه نشين، و سلمان را گفت بر يك گوشه نشين، و ابوذر را گفت بر يك گوشه نشين، و اميرالمؤمنين على عليه السلام را گفت بر ميانه بساط بنشين. صحابه گفتند: يا رسول اللّه ! خداى تو را فرمود كه وصىّ خود را با قومى صحابه آنجا فرست. از ميان اينان وصىّ تو كيست؟
گفت: «وصىّ من آن است كه چون بر ايشان سلام كند، جوابش دهند و چون سخن گويد، با او مناظره كنند و آنان كه وصىّ من نيستند ايشان را دستورى نيست كه با وى سخن گويند و جواب سلام او دهند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 408)

۱۲۸۵.ابوسعيد خدرى روايت كرد از رسول عليه السلام گفت:«دوزخ را چهار سرا پرده است، كثافت هر يكى چهل ساله راه».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 419)

۱۲۸۶.روايت است از ابوسعيد خدرى از رسول عليه السلام كه گفت:«مُهل دردى زيت باشد به گرما به صفتى بود كه كافر به نزديك روى ببرد، گوشت روى در آنجا افتد».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 420)

1.روض الجنان، ج ۱۲، ص ۳۱۲ ـ ۳۱۴.

2.همان، ص ۳۲۵.

3.همان، ص ۳۴۷.

4.همان، ص ۳۴۸.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
378
  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 43750
صفحه از 647
پرینت  ارسال به