(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 427) كه اين كلمات مقدّمات اند و معقّبات اند و مجنيّات اند و باقيات صالحات اند.
۱۲۹۰.ابو سعيد خدرى روايت كرد كه رسول عليه السلام گفت:«باقيات صالحات بسيار گويى».
گفتند: باقيات صالحات كدام اند؟
گفت: «ملّت است».
گفتند: آن چيست؟
گفت: «ملّت است» تا چهار بار بگفت. آن گه گفت: «تكبير و تهليل و تسبيح و تحميد است وَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه ِ العَلِيِّ العَظِيمِ».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 427)
۱۲۹۱.ابو ايوب انصارى گفت:از رسول شنيدم كه گفت: «شب معراج مرا به آسمان بردند. ابراهيم خليل را ديدم مرا تقريب و ترحيب كرد. من جبرئيل را گفتم: اين كيست؟ گفت: اين باقيات صالحات ابراهيم خليل است. ابراهيم مرا گفت: امتّت را بگوى تا در زمين بهشت غرس بسيار بنشانند كه تربتش پاكيزه است و زمينش فراخ. من گفتم: غرس بهشت چه باشد؟ گفت: گفتنِ لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه ِ».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 3، ص 427)
۱۲۹۲.در خبر است كه عايشه گفت:يا رسول اللّه ! زنان نيز برهنه باشند؟ گفت: آرى.
گفت وا سوأَتاه. رسول عليه السلام گفت: «روز قيامت هر كس را چندان در پيش باشد از اهوال قيامت كه ندانند كه مرد كدام است و زن كدام».