(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 1، ص 332)
۱۹۰۵.در خبر است از صادق عليه السلام كه گفت:«حق تعالى در اين شب با اميرالمؤمنين با فرشتگان مباهات كرد. جبرئيل و ميكائيل را گفت: من در آسمان ميان شما برادرى داده ام. از شما كيست كه تا آن اختيار آن كند كه جان فداى برادر كند. ايشان هر يك توقّفى مى كردند. حق تعالى گفت: على از شما جوانمردتر است كه جان به فداى برادر كرده است و بر بستر او خفته تا به جاى او اين را كشند. به عزّ عزّت من كه برويد و او را موكّل باشيد و از دشمن حفظ نماييد. بيامدند و بر بالين او نشستند و مى گفتند: بخّ بخّ لك يابن ابى طالب، هنيئاً لك يابن ابى طالب، سبقت الملائكة المقربين».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 1، ص 342)
۱۹۰۶.صادق عليه السلام گفت از پدرانش كه:«نرد و شطرنج از جمله ميسر است».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 1، ص 365)
۱۹۰۷.از اميرالمؤمنين على عليه السلام روايت كردند كه او گفت:«آن گه حلال شود كه از حيض سوم غسل بكند و نماز تواند كردن».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 1، ص 384)
1908. در تفسير كلمه «سكينة» در آيه «وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ...» 5 ، از سوره بقره، از اميرالمؤمنين على عليه السلام روايت كردند: «سكينه مارى بود سبك جهنده. آن را دو سر بود و روى چه روى آدميان».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 1، ص 426)
۱۹۰۹.اميرالمؤمنين عليه السلام گفت:«كدام عقل باشد كه وقت خفتن آيه الكرسى نخواند و آخر سورة البقره».
(تفسير ابوالفتوح رازى ۷ ، ج 1، ص 439)