185
ابوالفتوح رازي

دنبال عورت او دارد تا رسوا كند او را و اگر همه در خانه او باشد. و ابو هريره روايت كرد كه رسول صلى الله عليه و آله گفت : اِيّاكُم والظَّنَّ فَاِنَّ اَكْذَبُ الحَديثِ وَلا تَجَسّسوا وَلا تنافَسوا وَلا تحاسدوا وَلا تَدابَرُوا وَكُونُوا عِبادَ اللّه اِخوانا؛ گفت : بر شما باد كه گمان نبرى كه گمان دروغ تر حديثى است و تجسس نكنيد و بناز نكنى و حسد نبرى و پشت بر يكديگر نكنيد، به معنى خذلان، و اى بندگان همچو برادران باشى. ۱

دنيا و آخرت

انس مالك گويد كه : يك روز رسول صلى الله عليه و آله خفته بود بر چيزى از سازه بافته و بالشى در زير سر نهاده از اديم كه حشوش ليف بود، جماعتى صحابه درآمدند. رسول برخاست و آن درشتى سازه در پهلوى او اثر كرده، يكى از صحابه بگريست. رسول صلى الله عليه و آله گفت : چرا مى گريى؟ گفت : يا رسول اللّه ! كسرى و قيصر بر حرير و ديبا نمى خسپيدند به تنعم، و تو اين چنين بر سازه خفته و پهلوهاى تو از آن رنجور شده! گفت : چه باك است لَهُم الدّنيا وَلَنا الآخرَةُ؛ ايشان را در دنياست و ما را آخرت. ۲

دو بيت در اغتنام فرصت

قدِّم جَميلاً اِذا شِئْتَ تَفْعَلُهُوَلا تُوَخِّر فَفِى التأخير آفاتُ
اَلَستَ تَعْلَمُ اَنَّ الدَّهرَ ذُو غيرٍوَلِلمَكارِمِ وَالاِحْسانِ اَوْقاتُ
[هرگاه بخواهى كار نيكويى انجام دهى آن را مقدم دار و به تأخيرش مينداز زيرا در تأخير انداختن آفاتى است.

1.همان، ج ۱۸، ص ۳۲.

2.همان، ج ۵، ص ۳۲۶.


ابوالفتوح رازي
184

ميان كتف او زد و او به رو درآمد و تيغ از دستش بيفتاد. رسول صلى الله عليه و آله تيغ برگرفت و بر سر او بايستاد گفت : اَلآن مَنْ يَمْنَعُكَ مِنّى؛ اكنون تو را كه از من حمايت كند؟ گفت : لا اَحَدَ يَمْنَعُنى مِنْكَ؛ كس نيست كه مرا از تو حمايت كند. رسول صلى الله عليه و آله گفت : گواهى ده كه خداى يكى است و محمد رسول اوست تا تيغ با تو دهم تا بروى، گفت : اين نگويم، و لكن با تو عهد كنم كه هرگز با تو و قوم تو كارزار نكنم و كس را بر تو يارى نكنم.
رسول صلى الله عليه و آله تيغ به او داد. او تيغ بستد و گفت : وَاللّهَ لاَنْتَ خَيْرْ مِنّى؛ به خداى كه تو از من بهترى. رسول صلى الله عليه و آله گفت : اَنَا اَحَقُّ بذلك منك؛ به هرحال من سزاوارترم به آن كه از تو به باشم. حُوَيرث با اصحابش شد، او را گفتند : وَيْلَكَ، تيغ بر كشيده به سر محمد شدى، چرا تيغ نزدى و جهانى را از دست او نرهانيدى، و چرا بيوفتادى بى آن كه تو را بيفگند؟ گفت : آن جا كه من تيغ برآوردم، پنداشتى كسى بيامد و چيزى بر پشت من زد و مرا بيفگند و تيغ از دست من بيوفتاد، و محمد تيغ برگرفت، و اگر خواستى كه مرا بكشد توانستى ولكن نكرد، و او از من جوان مردتر بود، مرا گفت : اسلام آر. قبول نكردم، ولكن عهد كردم كه نيز با او قتال نكنم و كس را بر او يارى نكنم، ورود ساكن شد رسول صلى الله عليه و آله با لشكرگاه آمد و از اين حال صحابه را خبر داد... ۱

دنبال عورت كسى مرويد

و رسول صلى الله عليه و آله گفت : لا تَغْتابُوا المُسلمينَ ولا تَتَّبِعوا عَوراتِهِم فَاِنَّ مَن اتَّبَعَ عَوْراتِ اَخِيهِ المُسْلِم اَتَّبَعَ اللّهُ عَوْراتِهِ حتّى يَفْضَحهُ وَلو وَسَطِ رَحْلِهِ؛ گفت : غيبت مسلمانان مكنيد و دنبال عيب و عوار ايشان مروى كه هركس دنبال عورت كسى دارد خداى تعالى

1.همان، ج ۶، ص ۹۴.

  • نام منبع :
    ابوالفتوح رازي
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 148182
صفحه از 256
پرینت  ارسال به