برخى تصريح به صحيح و يا مستفيض بودن آن نيز نموده اند، اما برخى از علما نظر ديگرى دارند. بعضى از ايشان آن را مرسله مرحوم محقق در المعتبر دانسته اند؛ نظير محقق داماد در تقريرات درسش. برخى چون محقق بحرانى در الحدائق نيز آن را روايتى از روايات اهل سنت دانسته اند. ۱
اين سخن نويسنده داراى اشكالاتى است. اگر منظور نويسنده آن است كه اين ديدگاه در مقابل ديدگاهى است كه آن را روايت مى داند، فسادش روشن است و اگر منظور اين است كه اين نظر در مقابل ديدگاهى است كه آن را صحيح و مستفيض مى داند، جوابش اين است كه اولاً، اين ديدگاه فايده اى براى نفى روايت بودن عبارت ندارد.
ثانياً، درباره تعبير آنها به صحيح از جهت صحت مضمون و به مستفيض از جهت معنا بايد گفت كه علاّ مه مامقانى تصريح كرده كه مستفيض نظير متواتر است و به لفظى و معنوى ۲ تقسيم مى شود. بنابراين، منافات ندارد كه اين عبارت با اين لفظ، از مراسيل محقق يا از روايات اهل سنت باشد. در نتيجه، اين رأى در مقابل رأى ديگر نيست، بلكه هر يك به جهتى نظر دارند.
ثانياً، نويسنده، اين احتمال را كه از روايات عامه باشد، به دليل اين كه در صحاح اهل سنت ۳ اثرى از آن نيست، باطل مى داند. دانستى كه اين دليل كافى نيست.
ثالثاً، نويسنده در تأييد اين كه «اين عبارت را محقق به اشتباه نوشته باشد» ۴ ، از امورى بهره جسته كه صلاحيت استناد ندارند.
و اين امور عبارت اند از:
1. محقق هشت بار ديگر عبارت را در خودِ المعتبر، با شكل هاى مختلف ضبط كرده است. تمام اَشكال اين روايت در مصادر ما و مصادر اهل سنت وارد شده، مگر صورت يكم كه محل بحث است.
1.علوم حديث، ص۱۱۷؛ الوسيلة إلى نيل الفضيلة، ص ۳۰۲.
2.علوم حديث، ص ۱۲۰.
3.مقباس الهداية، ج ۱، ص ۱۲۹.
4.علوم حديث، ش ۳۰، ص ۱۲۰.