نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 144

درست است كه اين عبارت در هيچ يك از كتاب هاى حديثى شيعه و سنى يافت نمى شود....
بهتر بود كه به جاى نبودن، نيافتن را به كار مى برد، همان گونه كه محقق كتاب مذكور از اين لفظ ـ كه لفظ دقيقى است ـ استفاده كرده است؛ چرا كه چه بسا اين روايت در كتاب هايى موجود باشد كه هنوز در نرم افزارهاى رايانه اى درج نشده و نويسنده از آن بى اطلاع است.
علاوه بر اين، او عباراتى را آورده و مدعى شده كه نصّ در معنايشان هستند، حال آن كه چنين نيست. و اقوالى را نقل كرده و آنها را متقابل و متنافى دانسته، در صورتى كه اين اقوال در جهت واحدى وارد نشده اند، بلكه هر يك از آنها ناظر به جهت خاصى است كه ـإن شاءاللّه ـ در اثناى سخن از آنها آگاه خواهيد شد.
اشكال پنجم. بسيارى معتقدند كه اين اشكال، اشكال مهمى نيست، ولى من با ديدگاه ايشان مخالفم و معتقدم كه چاره اى جز اشاره به آن نيست، زيرا اشكالى است كه ممكن است افراد زيادى بدان دچار شوند و آن اين كه نويسنده مى گويد:
براى به ثمر رساندن اين تحقيق از نرم افزارهاى رايانه اى كمال استفاده را برده و تا آن جا كه ممكن بوده، از آنها بهره بردارى نموده ام. اين نرم افزارها وسيله هاى منحصر به فردى براى تحقيقات اين چنينى ـكه نياز به سرعت، رفت و جامع نگرى دارند ـ هستند. ۱
اين كلام تا حدى صحيح است، ولى به طور مطلق درست نيست. پژوهشگر نمى تواند فقط به اين نرم افزارها اكتفا كند، مگر آن كه آنها شروطى را كه غالباً دارا نيستند، داشته باشند. آن شروط عبارت اند از اين كه: 1. تمامى منابع مورد نياز تحقيق را در خود جاى داده باشند؛ 2. از اشكالات فنى عارى باشند؛ 3. فاقد اشتباه در متون باشند.
اما آنچه در اختيار ماست، فاقد اين شرايط است. معناى آن اين است كه در آنها عامل سرعت وجود دارد، ولى دو عامل دقت و گستردگى وجود ندارد. در اين حال، ما با روش نويسنده، يعنى اكتفا به اين نرم افزارها موافق نبوده و آنها را بى نياز كننده از پژوهش در

1.علوم حديث، ص ۱۱۶.

صفحه از 165