نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 149

چنانك ه كه گذشت ،نيافتن براى نفى حديث بودن كافى نيست و لازم است اشاره شود كه محقق، چهار روايت، غير از روايتى را كه از آن بحث مى كنيم ذكر كرده است. بنابراين، مجموع اَشكال گوناگون روايت (طبق تعبير نوشته) پنج بار تكرار شده، نه هشت بار، و سه بار ديگر، تكرار همان عبارات است. با اين حساب، آنچه در متن آمده، هفت بار است و هشتمى را مصحح كتاب در حاشيه آورده است. اين خلط و اشتباه نتيجه اعتماد بدون دقت بر رايانه است.
2. ملاحظه متنى كه محقق اين عبارت را در آن آورده، قرينه ديگرى است بر اين كه او اين عبارت را با روايت نقل شده از طريق عامه كه: «من ادرك ركعة من الصلاة فى الوقت فقد ادرك الصلاة» اشتباه گرفته است؛ زيرا او درصدد استدلال برخلاف نظر شيخ طوسى در المبسوط بوده است كه كسى كه يك ركعت يا بيشتر از نماز را در آخر وقت درك كند، تمامى نماز او به صورت ادا صحيح خواهد بود و قضا بر او واجب نيست.
اولاً. اشاره مى كنم كه اصل اين انديشه كه لفظ صلات به لفظ وقت تبديل شد، از ناحيه محققان كتاب المعتبر است و به دنبالش اشاره كرده اند كه احتمال دارد در آنچه از اصول اربعماة در اختيار محقق بوده روايتى به اين لفظ بوده باشد. ۱ نويسنده، احتمال دوم را از محققان كتاب نقل كرده و اشاره نكرده كه آنها احتمال اوّل را هم داده اند. ۲
همچنين سياقى كه نويسنده، آن را قرينه گرفته، قرينه است، اما برخلاف نظر نويسنده؛ چون محقق در هر مورد با لفظ مناسب، استدلال مى كند. هنگامى كه از پايان وقت نماز عصر سخن مى گويد، به اين لفظ استدلال مى كند: «من ادرك ركعة من العصر قبل أن تغرب الشمس فقد ادرك العصر» ۳ ، و هنگامى كه از پايان وقت نماز صبح سخن مى گويد، به لفظ «من ادرك ركعة من الفجر قبل أن تطلع الشمس فقد ادركها» استدلال

1.همان، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۱.

2.المعتبر، ج ۲، ص ۴۷.

3.علوم حديث، ص ۱۱۸.

صفحه از 165