نقدي بر مقاله«بررسي سند چند حديث مشهور» - صفحه 152

ركعت نماز را در وقت (نظير نمازهاى روزانه) درك كند، مانند كسى مى دانند كه تمام وقت را درك كرده است و به عموم قول امام(ع) استدلال كرده اند كه فرمود: «من ادرك من الوقت ركعة فكمن ادرك الوقت كله». ۱
اين روايت در كتاب المعتبر محقق با اختلاف كمى آمده است و صاحب مدارك در اين روايت بر المعتبر محقق ـكه مصدر روايت است ـاعتماد كرده است. پس چه برترى صاحب مدارك، حداقل در اين مورد، بر محقق دارد (چيزى كه نويسنده مقاله مدعى آن است)؟ عدم اطلاع نويسنده از نقل روايت توسط صاحب مدارك،به دليل اعتمادش بر رايانه،سبب ناصواب گفتن او شده است.
4. مطلبى كه نويسنده به عنوان اشكال ادبى مطرح مى كند و مفادش اين است:
معناى مفروض از عبارت، متوقف است بر اين كه «من» به معناى «فى» باشد؛ يعنى ركعة فى الوقت؛ زيرا وقت، ظرفى براى وقوع ركعت است... زيرا آمدن «منْ» هم به معناى «فى» خيلى ندرتاً اتفاق مى افتد. ۲
اولاً، ابن هشام در مغنى جزم دارد كه «من» به معناى «فى» مى آيد و كلمه نادر را كه نويسنده ذكر مى كند، در اين مقام ذكر نكرده است. ۳
ثانياً، معنا متوقف بر اين نيست، چون منظور از «من ادرك مقدار ركعة من الوقت فقد ادرك الوقت»، يعنى وقت اداست. البته بما اشكال نشود كه اصل، عدم تقدير است، چراكه مورد اين اصل در صورتى است كه ظهور عرفى در معناى موافق با تقدير وجود نداشته باشد؛ چون اصل عدم تقدير و ديگر اصول لفظى از فروعات اصالت ظهور هستند؛ چنان كه در علم اصول بيان شده است. ۴ اما در بحث فعلىِ ما معناى مذكور ظهور عرفى كلام است و فرض قبول اين كه «من» خيلى كم به معناى «فى» مى آيد، خود قرينه بر اين

1.مدارك الأحكام، مؤسسه آل البيت(ع)، ج ۱، ص ۴.

2.همان، ج ۴، ص ۱۴.

3.علوم حديث، ص ۱۲۱ ـ ۱۲۲.

4.مغنى اللبيب، ج ۱، ص ۳۲۱.

صفحه از 165