183 . نشوان (سوده) دختر جمال عبداللّه بن علاء على بن محمد بن على بن عبداللّه (م 880ق)؛ گروهى از جمله ابراهيم بن ابى بكر بن عمر بن سلار راوى - كه از دمياطى اجازه داشت - ، رسلان بن احمد ذهبى، ناصرالدين محمد بن عز محمد بن داود بن حمزه مقدسى و عبدالرحمن بن احمد بن مقداد قيسى به او اجازه روايت داده اند. ۱
184 . هاجر دختر علاء على بن محمد بن سعد بن محمد، جماعتى از مشايخ همچون عايشه دختر ابن عبدالهادى به او اجازه روايت داده اند و او نيز سخاوى را به دريافت اجازه روايت نايل نموده است. ۲
185 . هاجر (عزيزه) دختر محمد بن محمد بن ابى بكر (790 - 874ق)؛ ابن صديق، جلال خجندى، ابن زرين، بهاء عبداللّه مامينى، علاء بن سبع، شمس عسقلانى، تقى بن حاتم، عز بن كويك، بدر بن ابى البقاء، غياث عاقولى، صلاح بلبيسى، ابن يس جزولى، مجد لغوى، نافع فيشى و جمعى از مشايخ نقاط ديگر به وى اجازه روايت داده اند. ۳
186 . هديه دختر محمد بن ابى الخير محمد بن فهد هاشمى؛ جماعتى به وى اجازه روايت داده اند. ۴
187 . هديه دختر عفيف عبداللّه بن احمد بن حسن (م بين 860 تا 870ق)؛ ابراهيم بن احمد بن عبدالهادى، فاطمه دختر ابن منجا، عمر بالسى و جمعى ديگر در سالهاى 95ق،7 و پس از آن به وى اجازه روايت داده اند و او نيز سخاوى را مجاز در نقل روايت دانسته است. ۵
188 . هنده(هند) دختر ناصرالدين محمد بن شيخ ابى الحسن؛ او در سال 857ق، از احمد بن عبدالرحمن مرداوى، ابن قيم ضيائيه، الاعزازى، بيانى، عمر بن عثمان بن سالم ابن خلف، ابراهيم بن قواس، محمد بن موسى شيرجى، محمود منيحى، صفدى، ابن كثير، قلانسى، عز بن جماعه، موفق حنبلى و مظفر عطار اجازه روايت دريافت داشت و به دختر ابن حجر اجازه روايت داد. ۶