را اين چنين معرفى مى كند و مى نويسد:
و أصلح من سلك في ذلك مسلكاً جميلاً مقتصداً محمّد بن بحر أبومسلم الاصفهانى و على بن عيسى الرمانى فانّ كتابيهما أصلح ما صنف في هذا المعنى؛
و بهترين فردى كه در راه تفسير قرآن روشى زيبا و ميانه برگزيده محمّد بن بحر أبومسلم اصفهانى و على بن عيسى رمانى است چرا كه كتاب اين دو بهترين كتابى است كه در تفسير نگاشته شده است.
7. نورالثقلين با درايت و درستى، احاديث امام باقر(ع) را از مجمع در تفسير خويش آورده و در اين جهت، ذرّه اى خدشه در كار او نيست.
8. مفسر كبير علاّ مه طباطبائى نيز به حق راه عالمان را پيموده و سايه به سايه مشايخ بزرگ حركت كرده و از احاديث امام باقر(ع) در تفسير خويش بهره گرفته است.
9. بسيارى از موارد بيست گانه را در اين شماره پاسخ گفته ام؛ به گونه اى كه براى هيچ كس حتى ناقد شبهه اى باقى نماند؛ به علاوه، موارد قطعى اى ارائه شد كه هرگز نمى تواند منظور از أبوجعفر، طبرى باشد به آن موارد نيز مجدداً بنگريد.
10. ناقد، بى جهت، أبوجعفر را بر أبوجعفر طبرى تطبيق داده و آن گاه كه گفته منسوب به أبوجعفر را در تفسير الطبرى نديده، نسبت اشتباه، غفلت، تسامح، بى دقّتى به شيخ طوسى در نقل كلام طبرى را مى دهد. جداً شگفت انگيز است.
11. پيش بينى ايشان، پس از آن كه اصل كلامشان باطل شد، ديگر هيچ پشتوانه علمى ندارد.
12. توصيه ايشان نيز درست نبود چرا كه اوّلاً آنچه كه به أبوجعفر در التبيان اسناد داده شده در تفسير الطبرى پيدا نشد و ثانياً اگر ما روايت امام باقر(ع) را داشتيم و باز در تفسير الطبرى همان قول يافت شد، دليل آن نيست كه منظور از أبوجعفر، أبوجعفر طبرى است.
ما در اين دفاع سعى وافر كرديم كه بى پرده سخن نگوييم و بر لحن خويش مسلط باشيم وگرنه به شيوه هاى ديگر و با شدت بيشتر به دفاع مى پرداختيم و بيش از اين، از حقيقت پرده برمى گرفتيم.
البته پرونده اين نقد غيرعالمانه از نظر ما باز است و جهاتى را كه هم اكنون مكتوم داشته، اگر ضرورتى باشد، يادآور مى شويم. ما همه موارد أبوجعفرها را در تفسير التبيان استخراج كرده ايم و در كنار آن موارد واژه طبرى استخراج شده است. اميد است كه احساس ضرورت نكنيم وگرنه بيش از اين نتيجه كاوش خويش را در اين موارد مى آوريم و بيش از اين به دفاع مى پردازيم.