ابن منظور، مسند را اسم ابزار هم معنى كرده است:
هرچه شيئى را بدو نسبت دهى، آن مِسنَد و مُسند ناميده مى شود و جمعش مَساند است. ۱
اگر «مسند» را اسم ابزار بدانيم، حديث مسند، حديثى است كه به آن استناد و بر آن اعتماد مى شود، و دليلى به حساب مى آيد. در اين صورت، به قول زمخشرى، لفظ «مسند» در مَجاز استعمال شده است.
اگر مسند را اسم مفعول باب اِفعال بگيريم، حديث مسند، حديثى خواهد بود كه زنجيره راويانش تا به اوّلين گوينده، رسانيده شده است. در اين صورت، استعمال «مسند» در حقيقت است و نه بر مَجاز.
گاهى هم «مسند» به صورت مصدر ميمى و به معناى «اسناد دادن» به كار مى رود.
معناى اصطلاحى «حديث مُسنَد»
حديث مسند ـ كه به آن موصول و متّصل نيز گويند ـ در برابر حديث مرسل، منقطع، مرفوع، موقوف و معضل است. يعنى اگر سلسله سند حديث تا گوينده اصلى آن كاملاً ياد شود، آن حديث مسند، وگرنه مرسل خواهد بود.
در نظر شيعه، اگر يك حديث نبوى (با سند متّصل) به يكى از معصومين برسد، مسند محسوب مى شود و نيازى به ذكر سند امام معصوم عليه السلام تا پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؛ زيرا در ديدگاه شيعه، سخنان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام ، از حيث حجيّت، تفاوتى ندارند و آنان، نور واحد شمرده مى شوند.