11
مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام

ابن منظور، مسند را اسم ابزار هم معنى كرده است:
هرچه شيئى را بدو نسبت دهى، آن مِسنَد و مُسند ناميده مى شود و جمعش مَساند است. ۱
اگر «مسند» را اسم ابزار بدانيم، حديث مسند، حديثى است كه به آن استناد و بر آن اعتماد مى شود، و دليلى به حساب مى آيد. در اين صورت، به قول زمخشرى، لفظ «مسند» در مَجاز استعمال شده است.
اگر مسند را اسم مفعول باب اِفعال بگيريم، حديث مسند، حديثى خواهد بود كه زنجيره راويانش تا به اوّلين گوينده، رسانيده شده است. در اين صورت، استعمال «مسند» در حقيقت است و نه بر مَجاز.
گاهى هم «مسند» به صورت مصدر ميمى و به معناى «اسناد دادن» به كار مى رود.

معناى اصطلاحى «حديث مُسنَد»

حديث مسند ـ كه به آن موصول و متّصل نيز گويند ـ در برابر حديث مرسل، منقطع، مرفوع، موقوف و معضل است. يعنى اگر سلسله سند حديث تا گوينده اصلى آن كاملاً ياد شود، آن حديث مسند، وگرنه مرسل خواهد بود.
در نظر شيعه، اگر يك حديث نبوى (با سند متّصل) به يكى از معصومين برسد، مسند محسوب مى شود و نيازى به ذكر سند امام معصوم عليه السلام تا پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؛ زيرا در ديدگاه شيعه، سخنان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام ، از حيث حجيّت، تفاوتى ندارند و آنان، نور واحد شمرده مى شوند.

1.لسان العرب، ابن منظور، ج ۶ ، ص ۳۸۷؛ فيّومى نير در المصباح المنير(ص ۳۵۱) همين گونه گفته است.


مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
10

مُسنَد

سند، نزد حديث شناسان، طريق متن يا زنجيره به هم پيوسته راويان است كه يكى پس از ديگرى، حديث را روايت مى كنند تا به معصوم عليه السلام برسد؛ ۱ و نيز به منزله ستونى است كه متن حديث بر آن استوار است. ۲
واژه «مسنَد» اسم مفعول از باب اِفعال و جمع آن، مَسانِد و مَسانيد است. ۳ اين واژه، هم معانى گوناگون لغوى و هم معانى متعدّد اصطلاحى دارد.
ابن فارس و زمخشرى در معنى لغوى آن مى نويسند:
مُسنَد در لغت به معناى دهر و روزگار و يا خطّ «حِمْيَر» است. ۴
در وجه تسميه خطّ حمير به مسند گفته اند:
لأنّ حروفها ترم على هيأة خطوط مستنده إلى أعمِدة. ۵
قبل از اين دو، خليل بن احمد فراهيدى مى گويد:
مسند، يعنى روزگار؛ زيرا اشيا به آن نسبت داده مى شود. مى گويى: فلان حادثه در فلان وقت بود. ۶

1.نهاية الدراية، سيد حسن صدر، ص ۱۲ .

2.أساس البلاغة، زمخشرى، ص ۳۱۰ .

3.بلقينى گويد: مسانيد بهتر است و در اين باره رساله اى نوشته ام به نام «ذكر الأسانيد في لفظة المسانيد» (محاسن الإصطلاح، ص ۱۱۲).

4.مجمل اللغة، ابن فارس، ج ۱، ص ۴۷۴؛ اساس البلاغة، زمخشرى، ص ۳۱۰ .

5.تاريخ اللغات السامية، ص ۲۴۳؛ المفصّل في تاريخ العرب قبل الاسلام، ج ۸ ، ص ۲۰۲ ـ ۲۴۸ ، كه بحث گسترده اى در اين باره دارد.

6.العين، ج ۷ ، ص ۲۲۸ .

  • نام منبع :
    مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
    پیوند معرفی کتاب :
    http://www.hadith.net/post/52037
تعداد بازدید : 45820
صفحه از 312
پرینت  ارسال به