23
مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام

عقيدت خويش عرضه كردم امام فرمود: «ابوالقاسم، به خدا اين دين خداست كه آن را براى بندگانش پسنديده است. بر آن پايدار باش. خدايت در دنيا و آخرت بر آن پايدار بدارد». ۱
نيز صدوق آورده است كه مردى بر ابوالحسن على بن محمد هادى عليه السلام درآمد. امام عليه السلام از او پرسيد كجا بودى؟ گفت به زيارت حسين عليه السلام رفته بودم. فرمود:
«اگر قبر عبدالعظيم را كه نزد شماست زيارت مى كردى، چون كسى بودى كه قبر حسين عليه السلام را زيارت كرده است». ۲

نظر دانشمندان شيعه درباره او در سده چهارم هجرى ۳

1) صدوق، محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه (م 381 ه.ق) كتابى درباره اين بزرگوار به نام «اخبار عبدالعظيم» ۴ دارد كه در آن خبرهاى روايت شده از او را آورده است. وى درباره عبدالعظيم نوشته است: عابد، پارسا و مرضى بود. ۵
2) صاحب، اسماعيل بن عبّاد، اديب و دانشمند معروف (متوفاى 385 ه.ق)، وزير مؤيدالدوله و فخرالدوله ديلمى، مشهور به صاحب بن عبّاد، به تقاضاى شخصى، رساله اى در نسب اين بزرگوار نوشته و در ضمن آن چنين آورده است:
پارسا و دين دار و عابد و شناخته به امانت و صدق لهجت بود، و عالم به امور دين، و

1.توحيد، ص ۸۱ ـ ۸۲ ، روضات، ج ۴، ص ۲۰۷ و ۲۰۸ .

2.روضات، ج ۴، ص ۲۱۱ به نقل از ثواب الاعمال، ص ۴۶۰؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۳۴۶ .

3.ترتيب قرن بر حسب درگذشت نويسنده است.

4.ريحانة الادب، محمدعلى مدرّس تبريزى .

5.جنة النعيم .


مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
22

مقام او نزد ائمه اطهار

آنچه جلالت قدر اين بزرگوار و امامزاده عالى مقدار را هرچه بيشتر آشكار مى سازد، و عظمت مقام او را نشان مى دهد، فرموده امام عصر اوست درباره اش و همين سخنان است كه دانشمندان علم رجال را به تكريم او واداشته است.

سخن امام هادى عليه السلام درباره وى

ابوتراب رويانى از ابوحماد رازى آرد كه بر على بن محمد عليه السلام در «سُرّ مَنْ راى» درآمدم. و او را از مسائل حلال و حرام پرسيدم و مرا پاسخ گفت. چون او را وداع گفتم فرمود:
«حماد! اگر براى تو مشكلى در دين پيش آيد، از عبدالعظيم بن عبداللّه حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان». ۱
همچنين اين امام بزرگوار درباره او دعا كرده و دين او را درست خواند. صدوق به اسناد خود از وى نويسد:
بر امام خويش على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام درآمدم. چون مرا ديد فرمود: «مرحبا بر تو اى ابوالقاسم! تو به حق دوست مايى». گفتم: «پسر رسول خدا! مى خواهم دين خود را بر تو عرضه كنم تا اگر پسنديده است بر آن ثابت بمانم تا خدا را ديدار كنم». فرمود: «بگو!» و چون

1.رساله صاحب بن عباد به نقل رى باستان، حسين كريمان، ج ۱، ص ۳۵۶؛ روضات، ج ۴، ص ۲۰۸، حضرت آية اللّه خويى نوشته اند اين روايت لااقل از جهت مرسل بودن ضعيف است (معجم رجال الحديث، ج ۱۰، ص ۴۹).

  • نام منبع :
    مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
    پیوند معرفی کتاب :
    http://www.hadith.net/post/52037
تعداد بازدید : 45781
صفحه از 312
پرینت  ارسال به