53
مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام

شيخ كشى را كه ما قبلاً نقل كرديم آورده است و از او به عنوان « ثقه » و « عين » تعبير كرده است.
بالجمله كليه علماى رجال وى را توثيق كرده و او را به جلالت شان و عظمت مقام ، و صدق گفتار توصيف و تعريف نموده اند ، و او را مانند ابن ابى عمير ميدانند و از اصحاب اجماع شمرده اند . موضوع قابل توجه مايه تعجب نيز شده است عدم ذكر ابن محبوب در رجال نجاشى است.
شيخ نجاشى اصحاب اصول و مصنفين را در فهرست خود ذكر نموده ، با اينكه ابن محبوب به اجماع علماى رجال داراى كتب و تصنيفات و از اصحاب « اصول » است ، ليكن علت اين اهمال و عدم توجه نسبت به اين شخصيت بزرگ بر ما معلوم نيست .
روايت حضرت عبدالعظيم از حسن بن محبوب در معانى الاخبار باب « معنى التفث » نقل گرديده است.

12 ـ حسين بن ابراهيم علوى نصيبى

از اين راوى در كتب رجال ذكرى نشده و حالات او معلوم نيست ، در امالى ابن الشيخ از طريق اين شخص حديثى از حضرت عبدالعظيم نقل شده و ما هر چه كوشيديم در هيچ يك از مصادر و مآخذ از وى ذكرى نيافتيم.

13 ـ حسين بن حسين عرنى

از اين راوى در كتب رجال شرح حال مفصلى در دست نيست و حالات او مجهول است ، در مآخذى كه اكنون در دست است ، به جز رجال نجاشى از وى ذكرى


مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
52

داشت . وهب پس از اين به خدمت اميرالمؤمنين منتقل گرديد روزى آن حضرت از جرير ابن عبد اللّه خواست تا وهب را به او بفروشد ، جرير راضى نبود وهب را از دست بدهد و از فروختن او خوددارى ميكرد ، بالاخره روزى گفت : من غلام خود وهب را آزاد نمودم ، در اين هنگام كه وى آزاد شده بود به خدمت اميرالمؤمنين آمده و از كار گزاران آن حضرت شد.
كشى گويد : حسن بن محبوب در آخر سال « 224 ق » از دنيا رفت و سن او در هنگام مرگ به هفتاد و پنج سال رسيده بود ، احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد ۱ : به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم : حسن بن محبوب زراد از طرف شما براى ما نامه اى آورده است . حضرت فرمود : راست گفته است ، وليكن « زراد » نگوئيد ، بلكه « سراد » تلفظ كنيد ، زيرا خداوند در قرآن در قضيه حضرت داود عليه السلام فرموده است : « وقدر في السرد ۲ » نصر بن صباح ۳ گويد : از اصحاب ما شنيدم كه محبوب پدر حسن به هر حديثى كه وى از ابن رئاب ۴ مينوشت يك درهم ميداد.
علامه قدس سره ابن محبوب را در قسم اول از خلاصه ذكر نموده و گفتار شيخ طوسى و

1.احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى از ثقات مشايخ شيعه و از اكابر اصحاب حضرت موسى بن جعفر و رضا عليهماالسلام است وى از كسانى است كه علماء و فقهاء اجماع به توثيق او دارند ، و روايات و احاديث او را قابل اعتماد ميدانند.

2.مقصود اين است كه « سراد » و « زراد » از نظر معنى يكى است ، وشما به همين عبارت كه در قرآن آمده تلفظ كنيد.

3.نصر بن صباح ابو القاسم بلخى از روات قرن سوم هجرى است و ائمه عليهم السلام را درك نكرده ، علماى رجال و فقهاء او را غالى المذهب و فاسد العقيده ميشمارند و روايت هاى او را قابل اعتماد نميدانند.

4.على بن رئاب ابو الحسن كوفى از مواليان « جرم » و يا « سعد بن بكر » است ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب حضرت صادق عليه السلام شمرده ، و در فهرست او را از ثقات دانسته و از وى به جلالت قدر ياد مى كند و پس از اين از تأليفات او نام ميبرد ، نجاشى و علامه نيز از او به عظمت و بزرگوارى ياد ميكنند.

  • نام منبع :
    مسند حضرت عبد العظيم حسني علیه السلام
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
    پیوند معرفی کتاب :
    http://www.hadith.net/post/52037
تعداد بازدید : 45696
صفحه از 312
پرینت  ارسال به