ولادت و تحصيلات مقدماتى در زوارده
در تاريخ 26 خرداد 1281 ه.ش مطابق نهم ربيع الاول سال 1320 ه.ق در قريه جزلا يا
گزلاى پايين واقع در هشت كيلومترى ظفرقند و پنجاه كيلومترى زواره كه ييلاق خانوادگى سيد ابراهيم توحيدى بود. كودكى ديده به جهان گشود كه پدرش او را سيد محمد ناميد. اين طفل دوران كودكى را در دامان پدر و مادرى فاضل و اهل تقوا و فضيلت سپرى كرد، هنوز به سن هفت سالگى كه پدرش براى اين كه فرزندش بتواند بطور منظم در زواره درس بخواند اين روستاى كوهستانى را فروخت و به تصور خويش كارى كرد كه خانواده اش نتوانند به بهانه استفاده از شرايط آب و هواى معتدل اين آبادى به آنجا بروند و آنقدر در آنجا بمانند كه رشته درس خواندن بچه ها قطع شود. زواره با وجود كوچكى و گمنامى سابقه فرهنگى خوبى داشت، فضلا، علما و شعراى متعددى از آن برخاسته بودند كه آخرين آنها حكيم ميرزا ابوالحسن جلوه بود. در مكتب خانه هاى آن حدود دويست نفر درس مى خواندند و اين تعداد با توجه به كل سكنه زواره كه آن زمان سه هزار نفر بيش تر نبود درصدِ قابل توجهى را تشكيل مى داد و نظير اين ويژگى در ديگر شهرها كمتر ديده مى شد. يكى از مكتب داران ملا على حاج حسن بود كه فضل و كمالش با وجود آن كه پيش هيچ معلم و مُدّرسى نرفته بود حيرت انگيز بود ۱ سيد محمد، با توصيه پدر از سال 1326 تا 1333 ه.ق نزد وى به تحصيل پرداخت و سپس از مكتب دار فاضل ديگرى به نام ملا محمدرضا آموزگار براى كسب معلومات استفاده كرد. پدرش در كودكى او را به «بقا» متخلّص كرد و اشعارى از وى با اين تخلّص تا سال 1302 ه.ش كه به تهران آمد در دست است. پس از تركِ مكتب، مقدمات ادبيات فارسى و عربى، مقدارى از رياضيات و نجوم را پيش پدر و مرحوم آموزگار آموخت و بنا به علاقه مادرش به تحصيل طب روى آورده و مقدارى از مقدمات طب قديم را از روى كتابهاى موجود فراگرفت. ۲ در سالهاى پس از جنگ جهانى اول (1336 و 1337 ه.ق) در مدرسه لطفعلى خان ترشيزى زواره
قسمتى از آغاز معالم و كتابهاى طهارت و صلات (از شرح لمعه) را با ديگران نزد حاج سيد مرتضى عالم مرتضوى آموخت ولى با ظهور مشمشه (آنفلوآنزاى سال 1377 كه منجر به مرگ مادرش شد) اين ترتيب بهم خورد و درس مدرسه تعطيل شد. سيد محمد نيز به اين بيمارى واگير مبتلا شد و پس از بهبودى نسبى در سال 1338 ه.ق به مدت چهار ماه جهت تكميل معالجه مشمشه در ظاهر و در باطن جهت تحصيل در رشته طب به اصفهان رفت و در مدرسه كاسه گران در حجره اى كه محل اقامت سيد حسين مجمر (شاعر زواره اى) در عصر فتحعلى شاه و بعدا محل سُكناى حكيم جلوه بود سكونت اختيار نمود و پس از چهار ماه به زواره بازگشت. او سفر ديگرى هم در زمستان سال 1300 ه.ش به اصفهان نمود كه اين بار شش ماه در مدرسه مورد اشاره توقيف كرد و در اين مدت به تحصيل زمان فرانسه و مواد تحصيلى دوره اول متوسطه پرداخت و سپس به زواره مراجعت نمود.
در سال 1301 ه.ش مدرسه ابتدايى سادات زواره در محل مدرسه لطفعليخان ترشنوى تشكيل و تأسيس و به مديريت اسداللّه خان كاوه زاده راه اندازى شد، محيط براى سامان دهى به امور اين مركز آموزشى به كاوه زاده كمك مى كرد و بعضى درسهاى مدرسه را تقبل كرد و خود نزد كاوه زاده زبان انگليسى مى آموخت. ۳
محيط اگرچه در زواره در امور كشاورزى، خانواده را كمك مى كرد امّا ذوق آموختن با پيش آمدن اين شرايط در او از ميان نرفت و در مواقع مختلف براى مذاكره، مباحثه متون درسى در خانه و يا مدرسه قديمى زواره وى را به همكارى و همراهى فرامى خواندند و كسى جز پدرش را نداشت كه بتواند نواقص كار را تكميل كند و بنابراين نمى توان گفت او در چنين موقعيتى ترك تحصيل نموده است. زيرا با وجود پرداختن به زراعت به موازات آن از مطالعه شخصى و آزاد و حتى تدريس با عنوان مباحثه و مذاكره غافل نمى ماند و برخى طلاّب جوانتر براى فراگيرى نكاتى درباره
خلاصة الحساب، سى فصل فارسى، هيأت، صمديه، شرح سيوطى نزدش مى آمدند و او هم با همه اشتغالى كه در كار كشاورزى پيدا كرده بود اين فرصتها را از دست نمى داد و به اين ترتيب ارتباطش را با درس و تحصيل حفظ مى كرد و پيوسته مترصد فرصتى بود كه براى ادامه تحصيل از زواره بيرون برود. آن روزها مصادف با جنگ جهانى اول (1337 ـ 1333 ه.ق) بود و به دليل آشفتگى هاى سياسى اجتماعى ناشى از اين رخداد خونين و فرساينده مقدمات سفر براى محيط طباطبايى فراهم نمى گرديد، در سال 1337 ه.ق جنگ جهانى خاتمه يافته امّا در همين حال محيط از وجود مادرى فاضل و پارسا محروم گرديد و در سوگ او محزون گشت همين حادثه روح او را آنچنان آزرده ساخت كه تصميم گرفت وطن را به قصد اقامت در شهر ديگرى ترك گويد. ۴
1.مجله تاريخ و فرهنگ معاصر، همان، ص ۲۳۲ ـ ۲۳۰ .
2.مدارس جديد در دوره قاجاريه، دكتر اقبال قاسمى پويا، تهران، مركز نشر دانشگاهى، ص ۵۲ .
3.گلشن جلوه، به اهتمام نگارنده، ص ۱۸۰ .
4.مجله تاريخ فرهنگ معاصر، همان، ص ۲۳۳ .