285
التذكرة العظيمیة

او با من است ، برويد درِ خانه اش را بشكنيد و او را از خانه براى جماعت به مسجد بياوريد تا آنكه ايشان را با اصرار تمام به مسجد حكيم آورده بودند براى جماعت .
ديگر ، كمال احتراز از گفتن فتوى داشته اند نظر به احتياط شديد و خوف از وعيد ، و مردم عوام را به رجوع به اساتيد عظام و مشايخ كرام خود مى فرمودند تا اينكه اساتيد ايشان وفات كردند و منحصر شد به مرحوم ميرزاى قمى ـ رحمة اللّه عليه ـ ، پس از آن باز اقدام در فتوى نمى كردند و مردم را ارجاع به ايشان مى فرمودند تا آنكه مرحوم ميرزا پيغام فرستادند براى آن بزرگوار كه سلام مرا به جناب حاجى برسان بگو كه چرا جواب استفتاء مردم را نمى دهى و جواب خدا را چه خواهى داد ؟ آيا در اين زمان ها وقتى است كه من با اين ضعف و پيرى جواب استفتاء بنويسم . و با اين مطلب باز تجافى مى فرمود تا آنكه منحصر شد به وجود مبارك او و مردم اصرار كردند براى نوشتن رساله ، پس از آن مشغول نوشتن شدند .
و ديگر ، آن بزرگوار از امور دنيويه كمال احتراز را داشته و از جمع مال و املاك دنيا پرهيز داشته اند ، و به مرحوم فتحعلى شاه فرموده بودند : به حمد اللّه در مملكت شما يك وجب بذرافكن زمين ندارم و در مقام جمع كردن اموال دنيا نبوده و الاّ با نفوذ كلمه براى ايشان ميسّر بود .
و هديه و تحفه از كسى قبول نمى كردند مگر قليلى از اشخاص مخصوص ، و در كمال قناعت و زهد زندگانى مى كردند ، و گاهى لباس هاى كهنه مى پوشيدند با استغناء طبع تأسّياً به مولاى متّقيان عليه السلام ، و چون قيمت بعضى ارزاق گران مى شد ترك مى فرمود خوردن آن را چون مشكل بود بر فقرا خريدن آن ، و


التذكرة العظيمیة
284

چند بلد را استخاره مى كنند اصفهان خوب مى آيد ، مراجعت به اصفهان مى فرمايند و در آنجا هم مشغول تكميل مى شوند ، و مقدم مى داشتند تحصيل و تكميل را بر امورات ديگر از امور مهمّه مثل قضاوت بين مردم و اقامه جماعت ، نظر به اينكه اشتغال به تحصيل و تكميل از مهمّات امور است حتى آنكه بعد از مراجعت از عتبات ديگر به سفر زيارت هم مشرف نشدند به واسطه منافات با تحصيل و تدريس و مباحثه علميّه ، بلى يك مرتبه به زيارت حضرت ثامن الائمّه عليه السلام مشرّف شدند در سنه هزار و دويست و نونزده .
و نقل مى فرمودند از سيّد مرحوم صاحب رياض كه وقتى كه نزد او مشغول تحصيل بودم سيّد مى فرمود : سى سال است كه من از كربلا به نجف به زيارت مشرّف نشده ام با كمى مسافت ، مگر وقتى كه خواستم تزويج كنم فرزند محترم خود سيّد محمّد را پس به نجف مشرّف شدم و براى نماز احتياط جمع مى كردم بين قصر و اتمام را به واسطه آنكه احتمال حرمت مسافرت مى دادم به جهت احتمال وجوب اشتغال تحصيل .
و ديگر از حالات مرحوم جدّ ـ اعلى اللّه مقامه ـ اين بوده كه از اوائل سنّ شريف از معاشرت با مردم كناره مى كرده به طورى كه در خانه احدى نمى رفته مگر يكى يا دو نفر ، بلكه سال ها گذشت كه ترك مراوده فرموده مگر در خانه مرحوم سيّد ـ اعلى اللّه مقامه ـ ، بلكه از اقامه جماعت هم تجافى مى نموده و كراهت داشته اند نظر به احتياط در مسأله عدالت و احراز شرايط جماعت و احتمال واجب عينى بودن تحصيل و تدريس ، با آنكه نقل مى كنند زمانى كه مرحوم شيخ اعظم صاحب كاشف الغطاء وارد اصفهان شده بودند مردم از اين مطلب حضور آن جناب عرض كردند ، آن بزرگوار فرموده بودند : اختيار خانه

  • نام منبع :
    التذكرة العظيمیة
    سایر پدیدآورندگان :
    هزار، علیرضا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 87644
صفحه از 384
پرینت  ارسال به