او با من است ، برويد درِ خانه اش را بشكنيد و او را از خانه براى جماعت به مسجد بياوريد تا آنكه ايشان را با اصرار تمام به مسجد حكيم آورده بودند براى جماعت .
ديگر ، كمال احتراز از گفتن فتوى داشته اند نظر به احتياط شديد و خوف از وعيد ، و مردم عوام را به رجوع به اساتيد عظام و مشايخ كرام خود مى فرمودند تا اينكه اساتيد ايشان وفات كردند و منحصر شد به مرحوم ميرزاى قمى ـ رحمة اللّه عليه ـ ، پس از آن باز اقدام در فتوى نمى كردند و مردم را ارجاع به ايشان مى فرمودند تا آنكه مرحوم ميرزا پيغام فرستادند براى آن بزرگوار كه سلام مرا به جناب حاجى برسان بگو كه چرا جواب استفتاء مردم را نمى دهى و جواب خدا را چه خواهى داد ؟ آيا در اين زمان ها وقتى است كه من با اين ضعف و پيرى جواب استفتاء بنويسم . و با اين مطلب باز تجافى مى فرمود تا آنكه منحصر شد به وجود مبارك او و مردم اصرار كردند براى نوشتن رساله ، پس از آن مشغول نوشتن شدند .
و ديگر ، آن بزرگوار از امور دنيويه كمال احتراز را داشته و از جمع مال و املاك دنيا پرهيز داشته اند ، و به مرحوم فتحعلى شاه فرموده بودند : به حمد اللّه در مملكت شما يك وجب بذرافكن زمين ندارم و در مقام جمع كردن اموال دنيا نبوده و الاّ با نفوذ كلمه براى ايشان ميسّر بود .
و هديه و تحفه از كسى قبول نمى كردند مگر قليلى از اشخاص مخصوص ، و در كمال قناعت و زهد زندگانى مى كردند ، و گاهى لباس هاى كهنه مى پوشيدند با استغناء طبع تأسّياً به مولاى متّقيان عليه السلام ، و چون قيمت بعضى ارزاق گران مى شد ترك مى فرمود خوردن آن را چون مشكل بود بر فقرا خريدن آن ، و