287
التذكرة العظيمیة

و ساعى بودند در امر صدقات جاريه و تعمير آنها خصوص مدارسى كه محلّ اقامت طلاب بود ، و از مال خود ، مدرسه بنا كرده اند در اصفهان نزديك منزل خود كه آن معروف به مدرسه مرحوم حاجى است .
و ديگر مواظبت داشتند در استخاره نمودن ، در هر امرى از اكل و شرب و غيره و مى فرمودند كه از براى وحى دو طريق است يكى به توسط جبرئيل بود و منقطع شد و يكى باقى است تا قيامت و آن استخاره است .
و ديگر از اعمال حسنه ايشان آن بود كه در اوقات شريفه و ليالى متبركه خصوص شب هاى جمعه مى آمدند مسجد و مردم را جمع مى كردند و پس از ذكر اخبار و مواعظ شافيه در منبر و ذكر مصائب ائمّه اطهار عليهم السلام مشغول به خواندن دعاها از قبيل دعاى كميل و مناجات ها و گريه ها مى نمودند و مخصوصاً ترويج سنّت سنيّه خواندن دعاء كميل در شب هاى جمعه در مجالس عمومى از بركات و اقدامات آن مرحوم است كه تا حال بر قرار است و دراصفهان كمتر مسجدى است كه شب هاى جمعه دعاى كميل در منبرها خوانده نشود . و چندى است كه در طهران هم پس از مسافرت احقر راقم حروف ـ عفى عنه ـ به اين خطه رى و بعضى آقايان ديگر كه از اصفهان آمدند قرائت دعاء كميل در مجالس براى عموم رواج دارد و انشاء اللّه تعالى موفق خواهند بود .
و هم چنين آن مرحوم در آخر روز جمعه مى آمدند در مسجد و دعاى سمات مى خواندند و مردم را ترغيب و تحريص براى دعاء مى فرمودند و گاهى


التذكرة العظيمیة
286

راضى نبود كه در خانه ايشان بيايد ، و اغنيا را منع مى فرمود و تهديد مى فرمود ايشان را به نفرين خود بر آنها و ايشان جرأت مخالفت نمى كردند و اين سياستى بود قهراً چون مردم نمى خريدند ارزان مى شد .
و گاهى كه قيمت گندم گران مى شد خود و اهل خود نان جو ميل مى فرمودند براى شركت با فقراء ، و چون قيمت نان به واسطه ماليات ديوان از دكان هاى خبازى گران بود در اصفهان ، آن مرحوم از مرحوم فتحعلى شاه ـ طاب ثراه ـ استدعا نمودند كه ماليات خبازخانه اصفهان را بردارد ترحّماً بر فقرا ، آن شاه مغفور هم به واسطه حسن فقرت و اخلاص به آن مرحوم امتثال نموده .
و ديگر از اخلاق جميله آن مرحوم ـ اعلى اللّه مقامه ـ كثرت اعانت به فقراء خاصّه به اهل علم و طلاّب كه مشغول به تحصيل بودند و ايشان را بر ساير فقرا مقدم مى داشت و ساعى بودند در تعليم مسائل حلال و حرام ، و بعضى از علماء را براى نشر مسائل و تعليم احكام مقرر داشته بودند در وقت صبح و طلوع آفتاب و خود هم مشغول تدريس بودند و مقرر فرموده بودند كه در هر ماهى يك روز غير معين وجهى براى متعلمين و طلاب بدهند كه هركس در آن روز غير معين حاضر بود مى گرفت و الاّ به او نمى رسيد از اين جهت مداومت و مواظبت داشتند براى حضور و اين سياستى بود براى اهتمام طلاّب و متعلّمين به جهت تفقّه و تحصيل علوم دينيّه و عذرخواهى مى فرمود از اين جهت كه اين قسم اقدامات براى تأكيد در امر تفقه است از ائمّه هدى عليهم السلام تا به آن حد رسيده بود كه فرمودند : « إضربوا رؤوس أصحابي بالسياط حتّى يتفقّهوا »۱.

1.اين روايت در مصادر ، چنين آمده است: عن أبي عبداللّه عليه السلام قال : لوددت أنّ أصحابي ضربت رؤوسهم بالسياط حتّى يتفقَّهوا. الكافي ج۱ ص۳۱ ؛ منية المريد ص۱۱۲.

  • نام منبع :
    التذكرة العظيمیة
    سایر پدیدآورندگان :
    هزار، علیرضا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 87642
صفحه از 384
پرینت  ارسال به