465
دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج6

۲۷۱۱.امام على عليه السلامـ برگرفته گفتار او كه از خوارج ، شبهه مى زدايد ـ: اگر اصرار داريد كه من به خطا رفته و گم راه شده ام ، چرا همه امّت محمّد صلى الله عليه و آله را به سبب گم راهىِ من ، گم راه مى شمريد و آنان را به خطاى من بازخواست مى كنيد و به دليل گناهان من ، كافر مى دانيد؟! شمشيرهاى خويش را بر شانه هاتان نهاده ، بر بى گناه و گناهكار فرود مى آوريد و آن را كه گناه كرده ، با آن كه نكرده ، در هم مى آميزيد .
هر آينه مى دانيد كه پيامبر خدا آن را كه با زنِ همسردار زنا كرده بود ، سنگسار نمود و سپس بر وى نماز گزارْد و ميراثش را به كسانش داد ؛ و [ نيز ]قاتل را قصاص كرد و ميراثش را به كسانش سپرد ؛ و دزد را دست بُريد و زنا كننده با زنِ بى همسر را تازيانه زد و سهمشان از غنايم را به ايشان پرداخت و [ رخصت داد تا] آن دو با زنان مسلمان ازدواج كردند .
پس پيامبر خدا ، آنان را به دليل گناهانشان بازخواست كرد و حقّ خداى را بر ايشان جارى ساخت ؛ و [ امّا ]ايشان را از سهمِ مسلمانى شان باز نداشت و نامشان را از ميان مسلمانان نزدود .
شما بدترين مردم ، و كسانى هستيد كه شيطان ، آنان را به جاهايى كه خواسته ، در افكنده و آواره گم راهى شان ساخته است . زود است كه در [ پيوند با ]من ، دو گروه هلاك شوند : دوستِ افراط پيشه كه دوستىِ من او را به غير حق كشانَد ؛ و دشمنِ زياده ورز كه دشمنىِ من ، وى را از حق دور سازد .
نيك حال ترين مردم در [ پيوند با ]من ، كسانى هستند كه راه ميانه در پيش گيرند . پس همراهِ ايشان باشيد ، همراهِ جماعت بزرگ تر ، كه دست خدا با جماعت است . از تفرقه بپرهيزيد ، كه آدميانِ جدا افتاده ، از آنِ شيطان اند ، همان سان كه گوسفندِ جدا افتاده از آنِ گرگ است .
هَلا! هر كس [ مردم را] به شعار [ جدايى و تفرقه ]فرا خوانَد ، بكُشيدش ، هر چند زير اين [ پرچم و ]دستار من باشد . جز اين نيست كه آن دو داور ، به داورى پرداختند تا آنچه را قرآن زنده داشته ، زنده دارند و هر چه را قرآن ميرانده ، بميرانند . و زنده داشتن قرآن ، يعنى گردآمدن پيرامون آن ؛ و ميراندنش ، يعنى گسستن از آن : اگر قرآن ما را به سوى آنان كشانَد ، از ايشان پيروى كنيم و اگر آنان را به جانبِ ما كشانَد ، آنان از ما پيروى كنند .
پدرِتان مباد! من گناهى گران نكرده ام و شما را در كارتان فريب نداده ام و آن را بر شما مُشتَبَه نساخته ام . همانا بزرگانِ خودتان دو نفر را برگزيدند و ما از آن دو پيمان گرفتيم كه از قرآن در نگذرند ؛ [ امّا] آن دو از قرآن روى برتافتند و حقيقت را ، با آن كه مى ديدندش ، رها كردند . ميلشان به كناره گيرى از مسير [حق] بود و به آن رهسپار شدند . پيش از بدانديشى و ظالمانه حكم كردن آنان ، ما از ايشان پيمان گرفته بوديم كه به عدل داورى كنند و بر حق پاى فشارند .


دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج6
464

۲۷۱۱.الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ يَكشِفُ لِلخَوارِجِ الشُّبهَةَ ـ: فَإِن أبَيتُم إلّا أن تَزعُموا أنّي أخطَأتُ وضَلَلتُ ، فَلِمَ تُضَلِّلونَ عامَّةَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِضَلالي ، وتَأخُذونَهُم بِخَطَئي ، وتُكَفِّرونَهُم بِذُنوبي ؟ سُيوفُكُم عَلى عَواتِقِكُم تَضَعونَها مَواضِعَ البُرءِ وَالسُّقمِ ، وتَخلِطونَ مَن أذنَبَ بِمَن لَم يُذنِب ! وقَد عَلِمتُم أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَجَمَ الزّانِيَ المُحصَنَ ، ثُمَّ صَلّى عَلَيهِ ، ثُمَّ وَرَّثَهُ أهلَهُ ، وقتََلَ القاتِلَ ، ووَرَّثَ ميراثَهُ أهلَهُ ، وقَطَعَ السّارِقَ ، وجَلَدَ الزّانِيَ غَيرَ المُحصَنِ ، ثُمَّ قَسَمَ عَلَيهِما مِنَ الفَيءَ ، ونَكَحَا المُسلِماتِ ؛ فَأَخَذَهُم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِذُنوبِهِم ، وأقامَ حَقَّ اللّهِ فيهِم ، ولَم يَمنَعهُم سَهمَهُم مِنَ الإِسلامِ ، ولَم يُخرِج أسماءَهُم مِن بَينِ أهلِهِ .
ثُمَّ أنتُم شِرارُ النّاسِ ، ومَن رَمى بِهِ الشَّيطانُ مَرامِيَهُ ، وضَرَبَ بِهِ تيهَهُ ۱ ! وسَيَهلِكُ فِيَّ صِنفانِ : مُحِبٌّ مُفرِطٌ يَذهَبُ بِهِ الحُبُّ إلى غَيرِ الحَقِّ ، ومُبغِضٌ مُفرِطٌ يَذهَبُ بِهِ البُغضُ إلى غَيرِ الحَقِّ ، وخَيرُ النّاسِ فِيَّ حالاً النَّمَطُ الأَوسَطُ ، فَالزَموهُ ، وَالزَمُوا السَّوادَ الأَعظَمَ ، فَإِنَّ يَدَ اللّهِ مَعَ الجَماعَةِ ، وإيّاكُم وَالفُرقَةَ ؛ فَإِنَّ الشّاذَّ مِنَ النّاسِ لِلشَّيطانِ ، كَما أنَّ الشّاذَّ مِنَ الغَنَمِ لِلذِّئبِ .
ألا مَن دَعا إلى هذَا الشِّعارِ فَاقتُلوهُ ، ولَو كانَ تَحتَ عِمامَتي هذِهِ ، فَإِنَّما حُكِّمَ الحَكَمانِ لِيُحيِيا ما أحيَا القرآنُ ، ويُميتا ما أماتَ القُرآنُ ، وإحياؤُهُ الاِجتِماعُ عَلَيهِ ، وإماتَتُهُ الاِفتِراقُ عَنهُ . فَإِن جَرَّنَا القُرآنُ إلَيهِمُ اتَّبَعناهُم ، وإن جَرَّهُم إلَينَا اتَّبَعونا . فَلَم آتِ ـ لا أبا لَكُم ـ بُجرا ۲ ، ولا خَتَلتُكُم ۳ عَن أمرِكُم ، ولا لَبَّستُهُ عَلَيكُم ، إنَّمَا اجتَمَعَ رَأيُ مَلَئِكُم عَلَى اختِيارِ رَجُلَينِ ، أخَذنا عَلَيهِما ألّا يَتَعَدَّيَا القُرآنَ ، فَتاها عَنهُ ، وتَرَكَا الحَقَّ وهُما يُبصِرانِهِ ، وكانَ الجَورُ هَواهُما فَمَضَيا عَلَيهِ . وقَد سَبَقَ استِثناؤُنا عَلَيهِما ـ فِي الحُكومَةِ بِالعَدلِ ، وَالصَّمدِ لِلحَقِّ ـ سوءَ رَأيِهِما ، وجَورَ حُكمِهِما . ۴

1.ضرب في الأرض : أسرع وسار ، وأرض تيه : مظلّة أي يتيه فيها الإنسان (لسان العرب : ج ۱ ص ۵۴۴ «ضرب» و ج ۱۳ ص ۴۸۲ «تيه») . يعني سلك بهم في ضلالة .

2.البُجر : الداهية والأمر العظيم (النهاية : ج ۱ ص ۹۷ «بجر») .

3.ختله : خدعه وراوغه (النهاية: ج ۲ ص ۹ «ختل») .

4.نهج البلاغة : الخطبة ۱۲۷ .

  • نام منبع :
    دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج6
    سایر پدیدآورندگان :
    همکار: طباطبايي، محمدكاظم؛ طباطبايي نژاد، محمود؛ مترجم: حسینی، سید ابوالقاسم؛ محدثی، جواد
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 80243
صفحه از 604
پرینت  ارسال به