۲۷۱۱.امام على عليه السلامـ برگرفته گفتار او كه از خوارج ، شبهه مى زدايد ـ: اگر اصرار داريد كه من به خطا رفته و گم راه شده ام ، چرا همه امّت محمّد صلى الله عليه و آله را به سبب گم راهىِ من ، گم راه مى شمريد و آنان را به خطاى من بازخواست مى كنيد و به دليل گناهان من ، كافر مى دانيد؟! شمشيرهاى خويش را بر شانه هاتان نهاده ، بر بى گناه و گناهكار فرود مى آوريد و آن را كه گناه كرده ، با آن كه نكرده ، در هم مى آميزيد .
هر آينه مى دانيد كه پيامبر خدا آن را كه با زنِ همسردار زنا كرده بود ، سنگسار نمود و سپس بر وى نماز گزارْد و ميراثش را به كسانش داد ؛ و [ نيز ]قاتل را قصاص كرد و ميراثش را به كسانش سپرد ؛ و دزد را دست بُريد و زنا كننده با زنِ بى همسر را تازيانه زد و سهمشان از غنايم را به ايشان پرداخت و [ رخصت داد تا] آن دو با زنان مسلمان ازدواج كردند .
پس پيامبر خدا ، آنان را به دليل گناهانشان بازخواست كرد و حقّ خداى را بر ايشان جارى ساخت ؛ و [ امّا ]ايشان را از سهمِ مسلمانى شان باز نداشت و نامشان را از ميان مسلمانان نزدود .
شما بدترين مردم ، و كسانى هستيد كه شيطان ، آنان را به جاهايى كه خواسته ، در افكنده و آواره گم راهى شان ساخته است . زود است كه در [ پيوند با ]من ، دو گروه هلاك شوند : دوستِ افراط پيشه كه دوستىِ من او را به غير حق كشانَد ؛ و دشمنِ زياده ورز كه دشمنىِ من ، وى را از حق دور سازد .
نيك حال ترين مردم در [ پيوند با ]من ، كسانى هستند كه راه ميانه در پيش گيرند . پس همراهِ ايشان باشيد ، همراهِ جماعت بزرگ تر ، كه دست خدا با جماعت است . از تفرقه بپرهيزيد ، كه آدميانِ جدا افتاده ، از آنِ شيطان اند ، همان سان كه گوسفندِ جدا افتاده از آنِ گرگ است .
هَلا! هر كس [ مردم را] به شعار [ جدايى و تفرقه ]فرا خوانَد ، بكُشيدش ، هر چند زير اين [ پرچم و ]دستار من باشد . جز اين نيست كه آن دو داور ، به داورى پرداختند تا آنچه را قرآن زنده داشته ، زنده دارند و هر چه را قرآن ميرانده ، بميرانند . و زنده داشتن قرآن ، يعنى گردآمدن پيرامون آن ؛ و ميراندنش ، يعنى گسستن از آن : اگر قرآن ما را به سوى آنان كشانَد ، از ايشان پيروى كنيم و اگر آنان را به جانبِ ما كشانَد ، آنان از ما پيروى كنند .
پدرِتان مباد! من گناهى گران نكرده ام و شما را در كارتان فريب نداده ام و آن را بر شما مُشتَبَه نساخته ام . همانا بزرگانِ خودتان دو نفر را برگزيدند و ما از آن دو پيمان گرفتيم كه از قرآن در نگذرند ؛ [ امّا] آن دو از قرآن روى برتافتند و حقيقت را ، با آن كه مى ديدندش ، رها كردند . ميلشان به كناره گيرى از مسير [حق] بود و به آن رهسپار شدند . پيش از بدانديشى و ظالمانه حكم كردن آنان ، ما از ايشان پيمان گرفته بوديم كه به عدل داورى كنند و بر حق پاى فشارند .