۲۷۱۲.التّوحيدـ بـه نـقل از اَصبغ بـن نُباته ـ: چــون امير مؤمنان على بن ابى طالب ، نزد خوارج آمد و اندرزشان داد و يادآورى شان كرد و از جنگ پرهيزشان داد ، به آنان گفت : «چه عيب و نقصانى در كار من مى بينيد؟ آيا من نخستين كس نبودم كه به خدا و پيامبرش ايمان آورْد؟» . گفتند : چنين هستى ؛ امّا تو در دين خدا ، ابو موسى اشعرى را حكَميّت بخشيدى!
او گفت : «به خدا سوگند ، من آفريده اى را داور نساختم ؛ بلكه تنها قرآن را داورى دادم . و اگر چنين نبود كه در كار خود مغلوب گشته بودم و با انديشه ام مخالفت مى شد،هر آينه راضى نمى شدم كه نبرد ميان من و ستيزندگان با خدا ، آرام گيرد تا كلمه خدا را به كرسى نشانم و دين او را يارى سازم ، هر چند كافران و نادانان نپسندند» .