163
دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج3

۱۱۵۸.تاريخ اليعقوبى :به عثمان خبر رسيد كه ابو ذر بر او خُرده گيرى مى كند و تغيير و تبديل هاى او در سنّت هاى پيامبر خدا و ابو بكر و عمر را بازگو مى نمايد . از اين رو او را به شام ، نزد معاويه تبعيد كرد .
ابو ذر در مسجد مى نشست و همان حرف ها را مى گفت و مردم به گرد او جمع مى شدند ، تا آن كه اجتماع كنندگان و شنوندگانِ او فراوان شدند .
ابو ذر ، چون نماز صبح را مى گزارد ، بر دروازه دمشق مى ايستاد و مى گفت : كاروانى آمد كه بارَش آتش سوزان است . خداوند ، كسانى را كه به نيكى فرمان مى دهند و خود عمل نمى كنند و نيز آنان را كه از زشتى نهى مى كنند و خود مرتكب مى شوند ، لعنت كند .
معاويه به عثمان نوشت كه تو با [ تبعيد] ابو ذر ، شام را براى خود ، تباه ساختى . عثمان به او نوشت : او را بر زينى كوچك و بدون پوشش ، سوار كن [ و به سوى من بفرست] . و چون اين گونه به مدينه رسيد ، گوشت ران هايش رفته بود ... .
چند روزى بيشتر در مدينه نبود كه عثمان به او پيغام داد : به خدا سوگند بايد از اين [ شهر ، ]بيرون بروى .
ابو ذر گفت : مرا از حرم پيامبر خدا بيرون مى كنى؟
گفت : آرى ، هر چند تو را خوش نيايد .
گفت : آيا به مكّه [ مى فرستى]؟
گفت : نه .
گفت : به بصره؟
گفت : نه .
گفت : به كوفه؟
گفت : نه ؛ بلكه به رَبَذه [ ، آن جا] كه از آن بيرون آمده اى ، تا اين كه در آن بميرى . اى مروان! او را اخراج كن و تا هنگامى كه بيرون مى رود ، مگذار كسى با او سخن بگويد .


دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج3
162

۱۱۵۸.تاريخ اليعقوبي :بَلَغَ عُثمانَ أنَّ أبا ذَرٍّ يَقَعُ فيهِ ، ويَذكُرُ ما غُيِّرَ وبُدِّلَ مِن سُنَنِ رَسولِ اللّهِ ، وسُنَنِ أبي بَكرٍ وعُمَرَ ، فَسَيَّرَهُ إلَى الشّامِ إلى مُعاوِيَةَ .
وكانَ يَجلِسُ فِي المَسجِدِ ، فَيَقولُ كَما كانَ يَقولُ ، ويَجتَمِعُ إلَيهِ النّاسُ ، حَتّى كَثُرَ مَن يَجتَمِعُ إلَيهِ ، ويَسمَعُ مِنهُ . وكانَ يَقِفُ عَلى بابِ دِمَشقَ ـ إذا صَلّى صَلاةَ الصُّبحِ فَيَقولُ : جاءَتِ القَطارُ تَحمِلُ النّارَ ، لَعَنَ اللّهُ الآمِرينَ بِالمَعروفِ وَالتّارِكينَ لَهُ ، وَلَعَنَ اللّهُ النّاهينَ عَنِ المُنكَرِ وَالآتينَ لَهُ .
وكَتَبَ مُعاوِيَةُ إلى عُثمانَ : إنَّكَ قَد أفسَدتَ الشّامَ عَلى نَفسِكَ بِأَبي ذَرٍّ . فَكَتَبَ إلَيهِ : أنِ احمِلهُ عَلى قَتَبٍ ۱ بِغَيرِ وَطاءٍ . فَقَدِمَ بِهِ إلَى المَدينَةِ ، وقَد ذَهَبَ لَحمُ فَخِذَيهِ ... .
فَلَم يُقِم بِالمَدينَةِ إلّا أيّاما ، حَتّى أرسَلَ إلَيهِ عُثمانُ : وَاللّهِ لَتَخرُجَنَّ عَنها !
قالَ : أتُخرِجُني مِن حَرَمِ رَسولِ اللّهِ ؟ ! قالَ : نَعَم ، وأنفُكَ راغِمٌ .
قالَ : فإلى مَكَّةَ ؟ قالَ : لا .
قالَ : فَإِلى البَصرَةِ ؟ قالَ : لا .
قالَ : فَإِلَى الكوفَةِ ؟ قالَ : لا ولكِن إلَى الرَّبَذَةِ الَّتي خَرَجتَ مِنها ، حَتّى تَموتَ بِها. يا مَروانُ ، أخرِجهُ ، ولا تَدَع أحَدا يُكَلِّمُهُ حَتّى يَخرُجَ . ۲

1.القَتَبُ : رَحلُ البعير، صغير على قدر السنام (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۴۳۷ «قتب») .

2.تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۱۷۱ .

  • نام منبع :
    دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج3
    سایر پدیدآورندگان :
    همکار: طباطبايي، محمدكاظم؛ طباطبايي نژاد، محمود؛ مترجم: مسعودی، عبدالهادی؛ مهریزی، مهدی
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 79228
صفحه از 588
پرینت  ارسال به