۱۱۷۵.أنساب الأشراف :چون قاريانِ تبعيدشده كوفه بيرون رفتند ، در دمشق گرد هم آمدند و بر عمرو بن زُراره وارد شدند . معاويه به آنان احسان و اكرام كرد ؛ ولى سپس ميان او و اَشتر ، سخنانى رد و بدل شد و به تندى گراييد و معاويه وى را به زندان انداخت ... .
به معاويه خبر رسيد كه گروهى از اهالى دمشق با مالك و همراهانش همنشينى مى كنند . پس به عثمان نوشت : «تو گروهى را به سوى من فرستاده اى كه شهر خود را تباه و هلاك كردند و ايمن نيستم كه فرمانبرداران مرا نيز تباه سازند و به آنان چيزهايى را كه نمى دانند ، بياموزند و در نتيجه سلامت ايشان به فتنه تبديل شود و راستى شان به كژى» .
عثمان به معاويه نوشت و فرمان داد كه آنان را به حِمْص ۱ تبعيد كند و او نيز چنين كرد . حاكم آن جا ، عبد الرحمان بن خالد بن وليد بن مغيره بود ۲ .
۱۱۷۶.تاريخ الطبرىـ به نقل از شعبى ، در گزارش تبعيدشدگان كوفه ـ: [ معاويه ]به عثمان نوشت : «ايمن نيستم كه اين افراد ، در ميان اهالى شام بمانند و آنان را با جادو و بدكارى خود ، فريب دهند . پس ، آنان را به شهرشان باز گردان و خانه شان در همان شهرى باشد كه نفاقشان از آن جا پديدار شده است . والسلام!» .
عثمان به او نوشت و به او فرمان داد كه آنان را به نزد سعيد بن عاص در كوفه باز گردانَد . معاويه نيز آنان را به سوى وى باز گرداند ؛ امّا در بازگشت ، زبان برخى از آنها رهاتر شد [ وبر انتقادهايشان افزوده شد] .
سعيد به عثمان نامه نوشت و از آنان شكايت كرد . عثمان نيز به سعيد نوشت كه آنان را نزد عبد الرحمان بن خالد بن وليد ، امير حمص ، بفرستد .
نيز به [ مالك] اَشتر و همراهانش نوشت : «امّا بعد ، من شما را به حمص تبعيد كردم و چون اين نوشته ام به شما رسيد ، به سوى آن بيرون رويد ؛ چرا كه شما هماره در پى آسيب رساندن به اسلام و مسلمانان هستيد . و السلام!» .
وقتى [ مالك] اَشتر نامه عثمان را خواند ، گفت : خدايا! در مجازات هر يك از ما كه نظر سوء به مردم دارد و بيشتر معصيت مى كند ، تعجيل كن .
سعيد ، اين [ گفته مالك ]را به عثمان نوشت .
اَشتر و همراهانش به حمص رفتند و عبد الرحمان بن خالد نيز آنان را در ساحلْ سكونت داد و خوراك آنها را مى فرستاد .
1.حِمْص ، يكى از شهرهاى اصلى شام (سوريه امروزى) است كه در ۱۵۰ كيلومترى شمال دمشق واقع است . حمص ، شهرى آباد و داراى باغ هايى است كه از رودخانه «عاصى» سيراب مى شوند . اين شهر در سال ۱۵ هجرى به تصرّف مسلمانان در آمد (تقويم البلدان : ص ۲۶۱) .
2.گفته مى شود كه عثمان نوشت كه آنان را به كوفه باز گردانَد ؛ امّا صداى سعيد براى بار دوم به اعتراض بلند شد . پس به تبعيدشان به حمص ، فرمان داد و آنان در ساحل رود عاصى ، فرود آمدند .