75
دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج3

۱۰۷۰.الإرشادـ به نقل از ابو صادق ـ: چون عمر ، خلافت را در شوراى شش نفرى نهاد و گفت : اگر دو نفر با يك نفر و دو نفر با نفر ديگر بيعت كردند ، با آن سه نفرى باشيد كه عبد الرحمان در ميان آنهاست و آن سه نفرى را كه عبد الرحمان در ميان آنان نيست ، [ چنانچه مخالفت ورزيدند ، ]بكشيد ، امير مؤمنان ، در حالى كه بر دست عبد اللّه بن عبّاس تكيه داشت ، بيرون آمد و به او فرمود : «اى ابن عبّاس! اين گروه ، پس از پيامبرتان با شما دشمنى كردند ، همان گونه كه با پيامبرتان در زندگى اش به دشمنى برخاستند . آگاه باش كه به خدا سوگند ، جز شمشير ، آنان را به راه حق باز نمى گرداند» .
ابن عبّاس به او گفت : به چه دليل [ اين سخن را مى گويى]؟
فرمود : «آيا سخن عمر را نشنيدى كه گفت : اگر دو نفر با يك نفر و دو نفر با يك نفر ديگر بيعت كردند ، با آن سه نفرى باشيد كه عبد الرحمان در ميان آنهاست و سه نفرى را كه عبد الرحمان در ميان آنان نيست ، [ چنانچه مخالفت ورزيدند ، ]بكشيد؟» .
ابن عبّاس گفت : چرا .
فرمود : «آيا نمى دانى كه عبد الرحمان ، پسر عموى سعد است و با عثمان [ نيز ]خويشاوندى سببى ۱ دارد؟» .
گفت : چرا .
فرمود : «عمر مى دانست كه سعد و عبد الرحمان و عثمان ، يك نظر دارند و با هر يك از آنان كه بيعت شود ، آن دو نفر ديگر با او هستند . پس به كشتن مخالفان آنها فرمان داد و باكى ندارد كه وقتى من و زبير را مى كشد ، طلحه هم كشته شود .
بدان كه به خدا سوگند ، اگر عمَر زنده بمانَد ، زشتى نظرش را درباره ما از گذشته تا كنون به او مى فهمانم و اگر بميرد ، روز داورى ، من و او را گرد هم مى آورَد» .

۱۰۷۱.شرح نهج البلاغةـ به نقل از قُطب راوندى ـ: چون عمر گفت : با سه نفرى باشيد كه عبد الرحمان در ميان آنهاست، ابن عبّاس به على عليه السلام گفت : حكومت از دست ما رفت! عمر مى خواهد كه كار در درست عثمان باشد .
على عليه السلام فرمود : «من نيز اين را مى دانم ؛ امّا همراه آنها در شورا داخل مى شوم تا آشكار شود كه اكنون عمر ، مرا شايسته خلافت مى بيند . او پيش از اين مى گفت كه پيامبر خدا فرموده است : نبوّت و امامت ، با هم در يك خانه جمع نمى شوند .
من در پيش ديد مردم در شورا داخل مى شوم تا تناقض كردارش را با روايتى كه نقل كرده است ، روشن كنم» .

1.خواهر عثمان ، همسر عبد الرحمان بود . (م)


دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج3
74

۱۰۷۰.الإرشاد عن أبي صادِق :لَمّا جَعَلَها عُمَرُ شورى في سِتَّةٍ ، وقالَ : إن بايَعَ اثنانِ لِواحِدٍ ، وَاثنانِ لِواحِدٍ ، فَكونوا مَعَ الثَّلاثَةِ الَّذينَ فيهِم عَبدُ الرَّحمنِ ، وَاقتُلُوا الثَّلاثَةَ الَّذينَ لَيسَ فيهِم عَبدُ الرَّحمنِ ؛ خَرَجَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام مِنَ الدّارِ وهُو مُعتَمِدٌ عَلى يَدِ عَبدِ اللّهِ بنِ العَبّاسِ فَقالَ لَهُ : يَابنَ عَبّاسٍ ! إنَّ القَومَ قَد عادَوكُم بَعدَ نَبِيِّكُم كَمُعاداتِهِم لِنَبِيِّكُم صلى الله عليه و آله في حَياتِهِ ، أمَ وَاللّهِ ، لا يُنيبُ بِهِم إلَى الحَقِّ إلّا السَّيفُ .
فَقالَ لَهُ ابنُ عَبّاسٍ : وكَيفَ ذاكَ ؟
قالَ : أما سَمِعتَ قولَ عُمَرَ : إن بايَعَ اثنانِ لِواحِدٍ ، وَاثنانِ لِواحدٍ ، فَكونوا مَعَ الثَّلاثَةِ الَّذينَ فيهِم عَبدُ الرَّحمنِ ، وَاقتُلُوا الثَّلاثَةَ الَّذينَ لَيسَ فيهِم عَبدُ الرَّحمنِ ؟
قالَ ابنُ عَبّاسٍ : بَلى .
قالَ : أ فَلا تَعلَمُ أنَّ عَبدَ الرَّحمنِ ابنُ عَمِّ سَعدٍ ، وأنَّ عُثمانَ صِهرُ عَبدِ الرَّحمنِ ؟
قالَ : بَلى .
قالَ : فَإِنَّ عُمَرَ قَد عَلِمَ أنَّ سَعدا وعَبدَ الرَّحمنِ وعُثمانَ لا يَختَلِفونَ فِي الرَّأيِ ، وأنَّهُ مَن بويِعَ مِنهُم كانَ الاِثنانِ مَعَهُ ، فَأَمَرَ بِقَتلِ مَن خالَفَهُم ، ولَم يُبالِ أن يَقتُلَ طَلحَةَ إذا قَتَلَني وقَتَلَ الزُّبَيرَ . أمَ وَاللّهِ ، لَئِن عاشَ عُمَرُ لَاُعَرِّفَنَّهُ سوءَ رَأيِهِ فينا قَديما وحَديثا ، ولَئِن ماتَ لَيَجمَعَنّي وإيّاهُ يَومٌ يَكونُ فيهِ فَصلُ الخِطابِ . ۱

۱۰۷۱.شرح نهج البلاغة عن القطب الراوندي :إنَّ عُمَرَ لَمّا قالَ : كونوا مَعَ الثَّلاثَةِ الَّتي عَبدُ الرَّحمنِ فيها ، قالَ ابنُ عَبّاسٍ لِعَلِيٍّ عليه السلام : ذَهَبَ الأَمرُ مِنّا ، الرَّجُلُ يُريدُ أن يَكونَ الأَمرُ في عُثمانَ .
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : وأنَا أعلَمُ ذلِكَ ، ولكِنّي أدخُلُ مَعَهُم فِي الشّورى ؛ لِأَنَّ عُمَرَ قَد أهَّلَنِي الآنَ لِلخِلافَةِ ، وكانَ قَبلَ ذلِكَ يَقولُ : إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ : إنَّ النُّبُوَّةَ وَالإِمامَةَ لا يَجتَمِعانِ في بَيتٍ ، فَأَنَا أدخُلُ في ذلِكَ لِاُظهِرَ لِلنّاسِ مُناقَضَةَ فِعلِهِ لِرِوايَتِهِ . ۲

1.الإرشاد : ج ۱ ص ۲۸۵ و۲۸۶ .

2.شرح نهج البلاغة : ج ۱ ص ۱۸۹ .

  • نام منبع :
    دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج3
    سایر پدیدآورندگان :
    همکار: طباطبايي، محمدكاظم؛ طباطبايي نژاد، محمود؛ مترجم: مسعودی، عبدالهادی؛ مهریزی، مهدی
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 78906
صفحه از 588
پرینت  ارسال به