347
دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج1

۱۹۹.مجمع الزوائدـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا ، ابو بكر را به خيبر فرستاد . پس با همراهانش شكست خورده ، بازگشت . چون فردا شد ، عمر را فرستاد و او هم در هم شكسته بازگشت ، در حالى كه او يارانش را ترسو مى خوانْد و يارانش هم او را .
پيامبر خدا فرمود : «فردا پرچم را به دست مردى مى سپارم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند . باز نمى گردد تا خداوند ، پيروزش كند» .
مردم به جنب و جوش در آمدند و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «على كجاست؟» .
در اين ميان ، او از دردِ چشمانش ناراحت بود . پيامبر خدا ، آب دهان خود را بر چشمان او ماليد و پرچم را بدو سپرد . على عليه السلام ، پرچم را به اهتزاز در آورد و خداوند ، پيروزش كرد .

۲۰۰.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعيد خُدْرى ـ: پيامبر خدا ، پرچم را گرفت و آن را تكان داد و فرمود : «چه كسى حقّ آن را ادا مى كند؟» .
پس فلانى آمد و گفت : من .
فرمود : «كنار برو !» .
سپس مردى [ ديگر] آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «كنار برو !» .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «سوگند به آن كه آبروى محمّد را نگاه داشته است ، آن را به مردى مى سپارم كه نمى گريزد . اى على! آن را بگير» .
پس على عليه السلام حركت كرد و خداوند ، خيبر و فَدَك ۱ را بر او گشود و [ او ]خرما و گوشت آن دو [قلعه] را آورد .

1.فدك ، از آبادى هاى يهود است كه به فاصله چند روز راه از مدينه واقع شده است و در تملّك پيامبرخدا بود ؛ زيرا او و اميرمؤمنان ، [ به تنهايى] آن را فتح كرده بودند و از اين رو ، حكم غنيمت جنگى را نداشت ؛ بلكه از انفال [ و مختص به پيامبر صلى الله عليه و آله ] بود و چون آيه «و حقّ خويشان را بپرداز» ، نازل شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به فاطمه عليها السلام داد و در دست او بود تا پيامبر خدا وفات كرد . سپس به زور از فاطمه عليها السلام گرفته شد (مجمع البحرين : ماده «فدك») .


دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج1
346

۱۹۹.مجمع الزوائد عن ابن عبّاس :بَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى خَيبَرَ ـ أحسِبُهُ قالَ : أبا بَكرٍ ـ فَرَجَعَ مُنهَزِما ومَن مَعَهُ ، فَلَمّا كانَ مِن الغَدِ بَعَثَ عُمَرَ ، فَرَجَعَ مُنهَزِما يُجَبِّنُ أصحابَهُ ويُجَبِّنُهُ أصحابُهُ . فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : لَاُعطِيَنَّ الرّايَةَ غَدا رَجُلاً يُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ ، ويُحِبُّهُ اللّهُ ورَسولُهُ ، لا يَرجِعُ حَتّى يَفتَحَ اللّهُ عَلَيهِ .
فَثارَ النّاسُ ، فَقالَ : أينَ عَلِيٌّ ؟ فَإِذا هُوَ يَشتَكي عَينَيهِ ، فَتَفَلَ في عَينَيهِ ، ثُمَّ دَفَعَ إلَيهِ الرّايَةَ ، فَهَزَّها ، فَفَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ . ۱

۲۰۰.مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدريّ :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أخَذَ الرّايَةَ فَهَزَّها ، ثُمَّ قالَ : مَن يَأخُذُها بِحَقِّها ؟ فَجاءَ فُلانٌ فَقالَ : أنَا ، قالَ : أمِط . ثُمَّ جاءَ رَجُلٌ فَقالَ : أمِط ، ثُمَّ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : وَالَّذي كَرَّمَ وَجهَ مُحَمَّدٍ لَاُعطِيَنَّها رَجُلاً لا يَفِرُّ ، هاكَ يا عَلِيُّ . فَانطَلَقَ حَتّى فَتَحَ اللّهُ عَلَيهِ خَيبَرَ وفَدَكَ ، وجاءَ بِعَجوَتِهِما ۲ وقَديدِهِما ۳ . ۴

1.مجمع الزوائد : ج ۹ ص ۱۶۵ ح ۱۴۷۱۷ وراجع الإفصاح : ص ۸۶ والمناقب للكوفي : ج ۲ ص ۴۹۸ ح ۱۰۰۱ والخرائج والجرائح : ج ۱ ص ۱۵۹ ح ۲۴۹ .

2.العَجْوة : ضرب من أجود التمر بالمدينة (لسان العرب : ج ۱۵ ص ۳۱ «عجا») .

3.القديد : اللحم المملوح المجفّف في الشمس (النهاية : ج ۴ ص ۲۲ «قدد») .

4.مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۳۴ ح ۱۱۱۲۲ ، فضائل الصحابة لابن حنبل : ج ۲ ص ۵۸۳ ح ۹۸۷ وليس فيه «وفدك» ، مسند أبي يعلى : ج ۲ ص ۱۱۷ ح ۱۳۴۱ ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۱۰۴ ح ۸۴۶۱ ، البداية والنهاية : ج ۷ ص ۳۳۹ ؛ شرح الأخبار : ج ۱ ص ۳۲۱ ح ۲۸۶ ، المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۴۹۵ ح ۹۹۵ وفيهما «فجاء الزبير» بدل «فجاء فلان» وكلاهما نحوه .

  • نام منبع :
    دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    طباطبايي، محمدكاظم؛ طباطبايي نژاد، محمود؛ مترجم: مسعودی، عبدالهادی
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 143368
صفحه از 644
پرینت  ارسال به