۲۰۱.الطبقات الكبرى:در شعبان سال ششم پس از هجرت پيامبر خدا ، على بن ابى طالب عليه السلام در فَدَك به بنى سعد بن بكر ، حمله كرد .
[ راويان ] مى گويند : به پيامبر خدا خبر رسيد كه گروهى از آنان (بنى سعد) ، قصد كمك به يهوديان خيبر را دارند . پس على بن ابى طالب عليه السلام را با يكصد مرد به سوى آنان فرستاد . على عليه السلام ، شب ها راه مى رفت و روزها پنهان مى شد تا به آبى ميان خيبر و فدك به نام «هَمَج» رسيد ، و ميان فدك و مدينه ، شش شبْ راه بود .
آنان ، مردى را در هَمَج يافتند و درباره بنى سعد از او پرسيدند . گفت : به شما خبر مى دهم ، به شرط آن كه امانم دهيد .
امانش دادند و او هم راهنمايى شان كرد . پس بر آنان تاختند و پانصد شتر و دو هزار گوسفند را به غنيمت گرفتند و بنى سعد ، با زنانشان و به رهبرى وَبَر بن عُلَيم گريختند .
پس على عليه السلام ، شتر بسيار شيردهى به نام «حَفِدَه» را به عنوان سهم پيامبر صلى الله عليه و آله كنار گذاشت و سپس ، خمس غنيمت را جدا و بقيّه غنيمت ها را ميان سپاهيانش قسمت كرد و به مدينه باز آمد ، بى آن كه با كسى درگير شود .