357
دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج1

۲۰۶.صحيح البخارىـ به نقل از سهل بن سعد ـ: پيامبر خدا در جنگ خيبر فرمود: «فردا ، اين پرچم را به دست مردى مى سپارم كه خدا با دستان او فتح مى كند . او خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند» .
لشكر ، شب را در اين گفتگو به سر بردند كه [فردا ]پرچم به چه كسى داده مى شود . چون صبح شد ، به نزد پيامبر خدا آمدند و هر كس اميد داشت كه [پرچم] به او داده شود . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «على بن ابى طالب كجاست؟» .
گفته شد : اى پيامبر خدا ! او از چشمْ درد مى نالد .
فرمود : «كسى را به سراغ او بفرستيد [تا او را بياورد]» .
[ چون على عليه السلام را آوردند ،] پيامبر صلى الله عليه و آله آب دهان خود را بر چشمانش نهاد و برايش دعا كرد . چنان بهبود يافت كه گويى دردى نداشته است .
پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را به او سپرد . على عليه السلام گفت : اى پيامبر خدا ! آيا با آنان بجنگم تا مانند ما [ مسلمان ]شوند؟
فرمود : «به نرمى و تأنّى برو تا به جايگاه آنان برسى . سپس ، آنان را به اسلام ، دعوت كن و آنان را از حقّ خدا در آن آگاه كن كه به خدا سوگند ، اگر خداوندْ يك نفر را به دست تو هدايت كند ، برايت از شتران سرخ مو ۱ بهتر است» .

۲۰۷.صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا در جنگ خيبر فرمود : «اين پرچم را به دست مردى مى سپارم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد . خداوند با دستان او پيروزى مى آورَد» .
عمر بن خطّاب گفت : من فرماندهى را جز در آن روز ، دوست نداشتم و گردن مى كشيدم ، به اميد آن كه خوانده شوم .
پيامبر خدا ، على بن ابى طالب عليه السلام را فرا خواند و پرچم را به او سپرد و فرمود : «برو و باز مگرد تا خداوند ، پيروزت كند» .
على عليه السلام ، اندكى رفت و ايستاد و بى آن كه رويش را برگردانَد ، صدا زد : اى پيامبر خدا ! بر سر چه با مردم [قلعه ]بجنگم؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «با آنان بجنگ تا آن كه گواهى دهند كه خداوند ، يكتاست و محمّد ، پيامبر خداست . و چون اين گواهى را دادند ، جان و مال خود را ـ جز آن كه حقّى در آن باشد ـ حفظ كرده اند و حسابشان با خداست» .

1.شتر و بويژه شتر سرخ مو ، از نفيس ترين دارايى هاى عرب بود .


دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج1
356

۲۰۶.صحيح البخاري عن سهل بن سعد :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ يَومَ خَيبَرَ : لَاُعطِيَنَّ هذِهِ الرّايَةَ غَدا رَجُلاً يَفتَحُ اللّهُ عَلى يَدَيهِ ، يُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ ، ويُحِبُّهُ اللّهُ ورَسولُهُ .
قالَ : فَباتَ النّاسُ يَدوكونَ ۱ لَيلَتَهُم أيُّهُم يُعطاها ، فَلَمّا أصبَحَ النّاسُ غَدَوا على رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله كُلُّهُم يَرجو أن يُعطاها ، فَقالَ : أينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ ؟ فَقيلَ : هُوَ يا رَسولَ اللّهِ يَشتَكي عَينَيهِ ، قالَ : فَأَرسِلوا إلَيهِ ، فَاُتِيَ بِهِ ، فَبَصَقَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في عَينَيهِ ودَعا لَهُ ، فَبَرَأَ حَتّى كَأَن لَم يَكُن بِهِ وَجَعٌ ، فَأَعطاهُ الرّايَةَ ، فَقالَ عَلِيٌّ : يا رَسولَ اللّهِ ، اُقاتِلُهُم حَتّى يَكونوا مِثلَنا ؟ فَقالَ : اُنفُذ عَلى رِسلِكَ حَتّى تَنزِلَ بِساحَتِهِم ، ثُمَّ ادعُهُم إلَى الإِسلامِ ، وأخبِرهُم بِما يَجِبُ عَلَيهِم مِن حَقِّ اللّهِ فيهِ ، فَوَاللّهِ لِأَن يَهِديَ اللّهُ بِكَ رَجُلاً واحِدا خَيرٌ لَكَ مِن أن يَكونَ لَكَ حُمرُ النَّعَمِ . ۲

۲۰۷.صحيح مسلم عن أبي هريرة :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ يَومَ خَيبَرَ : لَاُعطِيَنَّ هذِهِ الرّايَةَ رَجُلاً يُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ ، يَفتَحُ اللّهُ عَلى يَدَيهِ . قالَ عُمَرُ بنُ الخَطّابِ : ما أحبَبتُ الإِمارَةَ إلّا يَومَئِذٍ . قالَ : فَتَساوَرتُ لَها ۳ رَجاءَ أن اُدعى لَها . قالَ : فَدَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ فَأَعطاهُ إيّاها ، وقالَ : اِمشِ ولا تَلتَفِت حَتّى يَفتَحَ اللّهُ عَلَيكَ . قالَ : فَسارَ عَلِيٌّ شَيئا ثُمَّ وَقَفَ ولَم يَلتَفِت ، فَصَرَخَ : يا رَسولَ اللّهِ ! عَلى ماذا اُقاتِلُ النّاسِ ؟ قالَ : قاتِلهُم حَتّى يَشهَدوا أن لا إلهَ إلَا اللّهُ ، وأنَّ مُحَمَّدا رَسولُ اللّهِ ، فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ فَقَد مَنَعوا مِنكَ دِماءَهُم وأموالَهُم إلّا بِحَقِّها ، وحِسابُهُم عَلَى اللّهِ . ۴

1.أي يخوضون ويموجون فيمن يدفعها إليه . يقال : وقع الناس في دَوْكة : أي في خوض واختلاط (النهاية : ج ۲ ص ۱۴۰ «دوك»).

2.صحيح البخاري : ج ۴ ص ۱۵۴۲ ح ۳۹۷۳ ، صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۷۲ ح ۲۴۰۶ ، خصائص أمير المؤمنين للنسائي : ص ۶۰ ح ۱۶ ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۸۵ ح ۸۴۲۸ ، تاريخ الإسلام للذهبي : ج ۲ ص ۴۰۶ ، دلائل النبوّة للبيهقي : ج ۴ ص ۲۰۵ .

3.تساورتُ لها : أي رفعتُ لها شخصي (النهاية : ج ۲ ص ۴۲۰ «سور») .

4.صحيح مسلم : ج ۴ ص ۱۸۷۱ ح ۳۳ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۳۳۱ ح ۹۰۰۰ ، خصائص أمير المؤمنين للنسائي : ص ۶۴ ح ۱۹ ، الطبقات الكبرى : ج ۲ ص ۱۱۰ وزاد فيه «ويحبّه اللّه ورسوله» ، تاريخ الإسلام للذهبي : ج ۲ ص ۴۰۷ ، دلائل النبوّة للبيهقي : ج ۴ ص ۲۰۶ ، تاريخ دمشق : ج ۴۲ ص ۸۲ ح ۸۴۲۳ .

  • نام منبع :
    دانش نامه اميرالمؤمنين (ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    طباطبايي، محمدكاظم؛ طباطبايي نژاد، محمود؛ مترجم: مسعودی، عبدالهادی
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 143274
صفحه از 644
پرینت  ارسال به