بِها...»1استناد جستهاند2 بدین جهت که تطهیر، ضد تنجیس است و مقصود، تطهیر از آلودگیهایی چون مال دوستی، بخل و خود خواهی است. وقتی تزکیه به مال تعلق میگیرد وسیله افزایش حسنات و رفعت درجات است3 بدین ترتیب امام علیه السلام با گرفتن صله از شیعیان موجب تطهیر و رشد و تعالی آنان میشود. و یکی از علل اهمیت ورود شیعیان به عرصه صله دادن به امام علیه السلام ، ضرورت یاری رساندن به امام علیه السلام در عصر حاکمیت دولتهای غاصب است.
اما هر چه باشد، روایت سوم، ناظر به مبانی نظری و عملی توحید بوده و به منزله دو شعار و دو ذکر، از میان دیگر اذکار، «بهترین» تلقی میشود که البته به طور غیر مستقیم با پیامهای اعتقادی مربوط بوده و آن را منتقل میسازد. واضح است که منظور از تهلیل، ذکر شریف «لا اله الا الله» و مراد از تکبیر نیز ذکر« الله اکبر» است. در باره فضیلت و برتری ذکر «لا اله الا الله» پیش از این بحث شد؛ اما به اختصار میتوان گفت محبوبیت و برتری تهلیل به خاطر دلالت آن بر مرتبه توحید کامل و افضلیت تکبیر به خاطر دلالت آن بر اتصاف به تمام صفات کمالیه و تنزیه از تمام نقایص است.4 نگاه به روایاتی که در باب تکبیر ذکر شدهاند این افضلیت را تکمیل خواهد کرد5
بر این اساس، این دو حدیث ناسازگار نخواهند بود؛ زیرا روایت اول به جنبه اجتماعی و روایت سوم به جنبه فردی نظر افکنده است و تعدد و تفاوت موضوع، مشکل را چاره میکند.
روایات اعظم الناس
1. «خَطَبَ النَّاسَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! أَنَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِی كَانَ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ فِی عَیْنِی، وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِی عَیْنِی صِغَرَ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ، وَ لَا یُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ، فَلَا یَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لَا رَأْیَهُ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ الْجَهَالَةِ، فَلَا یَمُدُّ یَدَهُ إِلَّا عَلَی ثِقَةٍ لِمَنْفَعَةٍ
1.. سوره توبه، آیه۱۰۳: از داراییهایشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازی.
2.الکافی، ج۱، ص۵۳۸، ح۱ و ۷؛ کتاب التفسیر، ج۱، ص۱۰۱.
3.ترجمه و شرح اصول الکافی، ج۳، ص۸۴۲.
4.. مرآة العقول، ج۱۲، ص۱۶۱.
5.الکافی، ح۱، ص۱۱۸: «عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ، عَمَّنْ ذَكَرَهُ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ، قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ: اللهُ أَكْبَرُ، فَقَالَ: اللهُ أَكْبَرُ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ؟ فَقَالَ: مِنْ كُلِّ شَیْءٍ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام : حَدَّدْتَهُ. فَقَالَ الرَّجُلُ: كَیْفَ أَقُولُ؟ قَالَ: قُلْ اللهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ» و ص۵۱۷، ح۱.