نمونهای از چنین توثیقی در این عبارت نجاشی آمده است: «خاندان ابوشعبه دارای جایگاهی در کوفه بوده و همگی ثقهاند.»۱ آنجا که نجاشی به بحث از صداقت محمدبنحسن بن ابیصراح میرسد، میگوید: «خاندان رواسی (که محمد از آنهاست) همگی ثقهاند.»۲
تعیین معیارهای بهکاررفته در ارزیابیهای شیخطوسی و نجاشی دشوار است، چراکه آنان منابع و دلایل ارزیابیهای خود را ذکر نکردهاند. ممکن است توثیقات ایشان بر پایه گزارشهای متقدم باشد که در متون یادشده مزبور نقل شدهاند. غیر از این کتابها، آنان بیشتر بر قرائنی تکیه و اعتماد کردهاند که با آنها بتوانند وضعیت رجال را حس کنند.
انواع گوناگونی از قرائن ممکن است در دسترس آنان بوده باشد:
رجالیون برخی اطلاعاتشان را از مشایخ روایت خود بهدست آوردهاند، که این اطلاعات از طریق سماع مستقیم توثیقات نقل شدهاند.
ممکن است جزئیات مربوط به وثاقت اصحاب از اطلاعات رایج در بین رجالشناسان آن دوران، استنتاج شده باشد. گرایشی برای باور به استشار وجود دارد؛ عقیدهای که عادتاً نمیتواند سندیت داشته باشد.
ممکن است نویسندگان کتب رجالی، تشخیص خود درباره افراد خاص را از گزارشهایی شبیه آنچه کشّی نقل کرده، استنباط کرده باشند. همچنانکه به نظر میرسد، برداشت آنان از چنین گزارشهایی میتواند موجب بروز اختلافات در میان آنان باشد.
قرائن در دسترس محققان متقدم، شامل عناصر دیگری نیز بوده است؛ مانند: تعداد روایات نقلشده توسط یک راوی، اینکه آیا جزء اصحاب اجماع است یا خیر،۳ از
1.. رجال(نجاشی)، ص۱۶۰.
2.. همان، ص۲۲۷.
3.. کشّی وقتی به بررسی یاران ائمه میپردازد، در سه مورد مجزا، فقهای برجستۀ آن دوره را ذیل عنوان «تسمیة الفقهاء من اصحاب [الائمة]» نام میبرد. او در هر مورد بیان میکند که تودۀ اصحاب با این گروه در فقه هماهنگ و موافق بودند (و انقادوا لهم بالفقه). او صراحتاً به تصدیق یا اجماعی اشاره دارد که جامعۀ شیعه در مورد وضعیت فقهای برجسته به آن دست یافته است. به نظر جعفر سبحانی، بدون این شخصیتهای برجسته، فقه شیعه پایهای نمیداشت که بتواند بر آن تکیه کند؛ ر.ک: کلیات، ص۱۷۷.