ارزيابي ناقلان حديث و خاستگاه‌هاي آن در کتب رجالي شيعه - صفحه 67

تحلیل‌های مختلف برای حلّ چالش و ایدئال‌سازی رجال، دلیلی برخلاف آن اقامه شود. چنانچه احتمال حدس در توثیقات متقدمان پذیرفته شود، به ناچار در وثاقت بسیاری از رجال تردید به وجود خواهد آمد و در نتیجه، به چالش در آثار فقهی منجر خواهد شد.۱

توثیقات در معاجم رجالی متأخر

توثیقات رجالیون متقدم تا شیخ‌طوسی به اوج خود رسید. در واقع، آثار رجالیِ پس از شیخ‌طوسی فقط تکثیر نظام‌مندتر جزئیات رجالی‌ای بود که متقدمان۲ جمع‌آوری کرده بودند. پس از شیخ‌طوسی، رجالیونِ بعد از او همچون: منتجب‌الدین علی قمی(متوفای 1188 م.)۳ و محمد بن علی(معروف به ابن‌شهرآشوب (متوفای 1192 م.)) نیز توثیقاتی ارائه دادند. آنان برای آن‌که ارزیابی‌هایشان حجیت داشته باشد، ناگزیر بودند به قرائن و دیگر منابعی که در اختیار رجالیون متقدم بوده است، دست‌رسی یابند.۴ با توجه به ارزیابی‌های رجالیون بعدی، مانند: ابن‌طاووس، ابن‌داوود حلی(متوفای50-1249 م.) و علامه حلّی، به نظر می‌رسد ارزیابی‌های ایشان ناشی از حدس و اجتهاد (فتوای مستقل فقیه در استنباط احکام از منابع وحیانی) باشد؛ در نتیجه برای دیگر فقیهان فاقد حجیت است.۵
رجالیون متأخر ناچار بودند بر نظریات ارائه‌شده توسط متقدمان اعتماد کنند، زیرا به منابع متقدم و قرائنی که محل رجوع رجالیون متقدم بوده است، دست‌رسی نداشتند. به خاطر منابعی که در اختیار رجالیون متقدم قرار داشت، رجالیون متأخر استدلال می‌کردند که رجالیون متقدم می‌توانستند وثاقت رجال را از روی حس درک کنند و در نتیجه، توثیقاتشان برای متأخران حجت است. نکته اصلی، دست‌رسی به معیارها و

1.. بحثی را که محسنی در بحوث _ (ص۵۰-۵۳) پی‌گیری کرده است ببینید. او در آن‌جا اعتبار توثیقات متقدمان را مورد کنکاش قرار می‌دهد. دربارۀ سؤالات مربوط به حس و حدس، ر.ک: همان، ص۲۱-۲۲ و ۱۱-۱۲؛ قواعد، ص۱۸۹؛ کلیات، ص۱۶۰؛ معجم‌الرجال، ص۴۳-۴۵.

2.. برای فهرستی از کتب رجال پس از شیخ‌طوسی ر.ک: کلیات، ص۱۲۵.

3.. وی علاوه بر قمی به «رازی» نیز مشهور است. مترجم.

4.. همان، ص۱۶۰.

5.. محمد ابطحی، از رجال‌پژوهان معاصر، این نظریّه را رد می‌کند. او معتقد است که متقدمان نیز در معرض خطا بوده‌اند. او در ادامه می‌گوید: «اگر متأخران نیز به منابعی مانند کتا‌ب‌های عقیقی و فضل‌بن‌شاذان دست‌رسی داشتند، توثیقات ایشان نیز حجت می‌بود». ر.ک: تهذیب‌المقال فی تنقیح کتاب‌الرجال، ج۱، ص۱۰۲.

صفحه از 76