سيّدبن‌طاووس و حوزه‌هاي گوناگون ‌روايي - صفحه 123

اگر آن را با دیدگاه خود یا روایت‌های دیگر ناسازگار می‌دید، تلاش می‌کرد به گونه‌ای حدیث را کنار نهد که هم‌زمان دو نکته را رعایت کرده باشد:
_ انتساب حدیث خدشه‌دار نگردد؛
_ در برخی موارد _ مانند نمونه‌هایی از تعارض میان دو حدیث و بر پایه بعضی از وجوه جمع _ امکان عمل به احادیثی که با دیدگاه سید یا احادیث مورد پذیرش وی ناسازگار است، وجود داشته باشد.۱

سید و روایت‌های کلامی

هم‌چنان که در دنباله سخن خواهد آمد، سید دانش کلام را ناخوش می‌داشته است، ولی این نکته به توضیحی نیاز دارد. نخست باید بدانیم که ناخوش‌داشتن دانش کلام از سوی سید، به دلیل ناآگاهی وی از آن یا ناتوانی وی در فهم دقایق کلامی نبوده است _ چنان‌که خود وی بدین نکته تصریح کرده است،۲ بلکه ریشه این دوری را باید در نوع نگاه سید به مسئله شناخت و تفاوت آن با نگاه متکلمانه جست‌وجو کرد. در محورهای ذیل تلاش می‌کنیم که نگاه سید را بهتر بشناسانیم:

الف. فطرت؛ ریشه و مدار همه شناخت‌‎ها

از نگاه سید فطرت خداداد درون آدمی، اگر از زنگارها زدوده گردد، خود به وجود آفریدگارش اعتراف خواهد کرد؛۳ اگر آدمی، اعضای خود را مخاطب سازد و از آنان بپرسد که چه کسی آنان را پدید آورده است؟ همگی به سوی خالقی توانا و دانا اشاره می‌کنند؛ خالقی که از کاستی، ناتوانی و دگرگونی دور و پاک است.۴ فطرت آدمی در ذات خویش می‌یابد که هر اثری را موثری باید و هم از این‌رو این جهان بی‌آفریدگار نشاید.۵

ب. نادرستی روش متکلمان معتزلی

بنیادی‌ترین خرده سید بر متکلمان معتزلی روزگار خود آن است که آنان بی‌آن‌که به

1.. دقت شود که سید به این نکتۀ دوم در برخی موارد ملتزم است و نه در همه جا؛ برای نمونه، آن‌گاه که وی روایتی را شاذ دانسته است، مثلاً در فتح‌الأبواب، ص۲۸۸– ۲۸۹ روشن است که دیگر بدان عمل نمی‌کند.

2.. کشف‌المحجّة، ص۵۹.

3.. همان، ص۴۹.

4.. همان.

5.. همان، ص۵۲.

صفحه از 127