پژوهشي در مذهب غياث‌ بن ‌کلّوب البجلي - صفحه 47

الطائفة بین مایرویه محمد بن أبی‌عمیر و صفوان بن یحیی، و أحمد بن محمد بن أبی‌نصر و غیرهم من الثقات الذین عرفوا بأنهم لا یروون و لایرسلون إلا عمن یوثق به و بین ما أسنده غیرهم.1
سؤالی که اکنون به ذهن می‌رسد، این است: مقصود شیخ از عبارت «ثقة موثوق به» و یا «من یوثق به» در این مرحله چیست؟
در پاسخ باید گفت، با مراجعه به سه مرحله پیشین، روشن می‌شود که منظور شیخ از این عبارات، «امامیِ راست‌گوی صحیح‌المذهب» است، زیرا طبیعی است که منظور شیخ از این عبارت در این مرحله با تعابیر «الموثوقین بهم» و «الثقة» در مرحله سوم و عبارت «الموثوق بهم» در مرحله دوم یکی باشد، چه این‌که اگر چنین نباشد، یکی از دو مطلب ذیل لازم می‌آید:
1) شیخ در این مرحله به حداقل وثاقت بسنده کرده باشد؛ حداقل وثاقت نیز عبارت است از: مورد اعتماد بودن در امانت‌داری و دوری از دروغ؛ و فرقی نمی‌کند راوی اعتقاد به حق و استبصار در دین داشته باشد یا نداشته باشد.
2) شیخ به چیزی اعم از مطلب پیش‌گفته و مفهوم وثاقت در دو مرحله قبل راضی شده باشد.
با توجه به این دو حالت، قدر متیقن در مورد اساتیدِ مشایخِ ثلاث، به‌ خصوص به‌ هنگام مرسل‌بودنِ خبر این است که عامیِ مورد اعتماد و پرهیزکننده از کذب و یا شیعه غیرامامی مورد اعتماد و دوری‌کننده از کذب باشد؛ در حالی که پیش‌تر گذشت، روایات مسند این‌گونه راویان (دو مورد مذکور اخیر)، توانایی تعارض با روایات مسندِ امامی ثقه صحیح‌المذهب را ندارد، چه برسد به روایات مرسلشان!
بنابراین ضروری است، کسانی که مشایخ ثلاث از ایشان نقل می‌کنند، ثقه صحیح‌المذهب باشند؛ به بیان دیگر، لازمه کلام پیش‌گفته شیخ _ به مثابه یک قاعده عمومی _ این است که مشایخِ ابن‌ابی‌عمیر، صفوان‌بن‌یحیی و ابن‌ابی‌نصر بزنطی، ضرورتاً همگی ثقه صحیح‌المذهب هستند.
از جمله مصادیق مشایخِ این سه نفر، کسی است که یکی از سه نفر، کتاب و یا روایات بسیاری را از وی نقل کرده باشد؛ حال اگر کسی را یافتیم که یکی از مشایخ

1.. همان، ص۱۵۴.

صفحه از 59