نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او - صفحه 30

گناهان صغیره‏ای که انجام دهنده خود را بی اعتبار نمی‏سازد، از سوی آنان پیش از نبوّت جائز و پس از نبوت ممتنع است.۱ همچنین از نظر عقلی جایز در حال نبوّت جایز است که بدون تعمّد بر تقصیر و عصیان، مستحب و مندوبی را ترک کنند.۲ معصیت‏های انبیا در حال نبوّت که قرآن از آنها سخن گفته است، هم از سنخ ترک اولی است؛۳ چه ترک مستحب، نیز گاه معصیت خوانده می‏شود؛ همان گونه که انجام آن نیز گاه طاعت گفته می‏شود. به ویژه آن‌گاه که از پیامبر، وصیّ یا بر گزیده‏ای سر زند؛ چه خداوند آنان را به دلیل جایگاه والاشان، به خُردک عملی مؤاخذه می‏کند و معذور نمی‏دارد تا تأدیب و تهذیبشان نماید و از انجام آن در آینده باز دارد، حال آن که اگر کسی دیگر مرتکب آن می‏شود، او را مؤاخذه نمی‏کرد و در تأدیب او شتاب نمی‏کرد.۴
امّا پیامبر اسلام، از هنگام پای نهادن در این دنیا تا هنگام در گذشت، معصیت خداوند نکرد، به عمد به خلاف او بر نخاست و از روی عمد یا فراموشی، مرتکب گناهی نشد. قرآن و اخبار متواتر از آل محمّد نیز این را نشان می‏دهد. در این میان آیه «و النجمِ اذا هوی ما ضلّ صاحبکم و ما غوی» بهترین دلیل بر این مدعاست،۵ چه خداوند با آن هر گونه گناه و نسیان را از پیامبر نفی کرده است. توضیح، آن که خداوند با یادکرد معصیت آدم در آیه «ِوَ عَضی‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى»،۶ معصیت را «غوایه» می‏خواند. هر معصیتی همین گونه است؛ چه مرتکِب آن، از ثواب ترک آن محروم می‏ماند و در لغت گمراهی، گونه‏ای بی‌بهره‌گی و محرومیّت است.
افزون بر این خداوند در آیه دین و به گاه یاد کرد شهود می‏گوید:
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما.۷
مراد از «أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما»، آن است که دچار فراموشی نشوند. در این آیه نسیان، ضلالت و گمراهی خوانده شده است و این کاربست در لغت مشهور است. اکنون که روشن شده هر معصیتی غوایة و هر نسیان، ضلال است، از آیه « وَ النَّجْمِ إِذا هَوی* ما ضَلَّ

1.. اوائل المقالات، ص۶۲.

2.. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص۱۲۹.

3.. الفصول المختارة من العیون و المحاسن، ص۱۰۳.

4.. همان، ص۱۰۴.

5.. اوائل المقالات، ص۶۲-۶۳.

6.. سورۀ طه، آیۀ۱۲۱.

7.. سورۀ بقره، آیۀ۲۸۲.

صفحه از 46