نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او - صفحه 35

معروف ربعی، حمّاد بن عیسی است۱ که در برخی از اسانید این حدیث تکرار شده است،۲ که با توجه به شهرت کتاب ربعی، ظاهراً این منبع مراد نیست. همچنین محتمل است که برخی دیگر از نقل‏ها از طریق ابو جمیله مفضل بن صالح از کتاب‏های جابر بن یزید جعفی نقل شده است و با توجه به ایستار منفی مفید در باره جابر۳ بعید نیست که مراد مفید احادیث بر گرفته از این منبع باشد.۴
دیگر دستاورد مبانی کلامی شیخ مفید در زمینه ارزیابی حدیث، به دست دادن مبانی جرح راویان و به صورت خاصّ ارائه مؤلفه‏ها و شاخصه‏های غلو است. از دیدگاه شیخ، غلات ائمه را به چنان فضلی در دین و دنیا توصیف می‏کنند که مرزها گذشته و اعتدال را زیر پای می‏نهند؛۵ چنان که مفید در بحث از نظام امام شناسی، مرز اعتدال را در گستره علم امام، ضرورت و پایستگی علم به احکام می‏داند و ماورای این دانش را برای امام ضروری نمی‏انگارد. بر همین مبناست که باور به بایستگی علم امام به تمامی صنعت‏ها و زبان‌ها۶ را باوری غالیانه می‏پندارد. همچنین، بر آن است که اعتقاد به علم غیب ائمه از شاخصه‏های غالیان است؛ چه دانستن علم غیب، وصف کسی است که بنفسه به اشیاء آگاه است، نه با علم مستفاد و این تنها به خداوند ویژه است.۷
افزون بر موارد پیش گفته، در زمینه نقد متنی حدیث، باور مفید به عصمت پیامبر و امام از سهو ظهور و بروز ویژه‏ای دارد، به ویژه آن که بزرگ دانشی مردان مکتب قم، یعنی حسن بن

1.. رجال النجاشی، ص۱۶۷، ش۴۴۱؛ الفهرست، ص۱۹۵، ش۲۹۴. در شهرت آن همین بس که نجاشی تصریح می‏کند که گروهی از اصحاب آن را روایت کرده‏اند و طوسی هم چندین طریق برای آن می‏آورد.

2.. برای نمونه ر.ک: بصائر الدرجات، ص۳۷۵ و۳۷۷ ح ۴ و ۱۱، باب فی الأئمة علیهم السلام انهم المتوسمون فی الأرض و هم الذین ذکر الله فی کتابه یعرفون الناس بسیماهم؛ الکافی، ج۱، ص۵۴۱، ح۵۸۰، بَابُ أَنَّ الْمُتَوَسِّمِینَ_ الَّذِینَ ذَکَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالی‏ فِی کِتَابِهِ_ هُمُ ‏الْأَئِمَّةُ علیهم السلام وَ السَّبِیلُ فِیهِمْ مُقِیم. حاکم حسکانی هم که در قم حضور داشته از طریقی مشابه این حدیث را نقل می‏کند (ر.ک: شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۴۲).

3.. رجال النجاشی، ص۱۲۸-۱۲۹، ش۳۲۲. نجاشی او را مختلط فی نفسه می‏خواند و گزارش می‏کند که شیخ مفید اشعاری در اختلاط او سروده است.

4.. صدوق و طوسی نیز طرقی به این حدیث دارند، ولی منبع آنان چندان قابل تشخیص نیست.

5.. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص۱۳۱.

6.. اوائل المقالات، ص۶۷.

7.. همان. در احادیث هم علم غیب ذاتی از ائمه نفی شده است (ر.ک: الامالی، ص۲۳، المجلس الثالث، ح۵). «... عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ:‏ کُنْتُ أَنَا وَ یَحْیی بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام، فَقَالَ لَهُ یَحْیی: جُعِلْتُ فِدَاکَ! إِنَّهُمْ یَزْعُمُونَ أَنَّکَ تَعْلَمُ الْغَیْبَ، فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ، ضَعْ یَدَکَ عَلی رَأْسِی، فَوَ اللَّهِ مَا بَقِیَتْ شَعْرَةٌ فِیهِ وَ لَا فِی جَسَدِی إِلَّا قَامَتْ، ثُمَّ قَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا هِیَ إِلَّا وِرَاثَةٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ».

صفحه از 46