محمد بن ولید و شیخ صدوق از انگاره سهو نبّی به شدت دفاع میکردند و نفی آن را نخستین درجه غلو میانگاشتند.۱ مفید بر این انگاره میتازد و آن را تقصیر و فرو کشیدن ائمه از منزلت خویش میخواند.۲ بر همین اساس، روایات دال بر سهو نبیّ را در کنار روایاتی که از خواب ماندن پیامبر و قضای نماز او حکایت دارد، به صورت زیر به نقد میکشاند:
الف) خبر دالّ بر سهو نبی صلی الله علیه وآله در نماز و خواب ماندن او و قضا شدن نمازش اخبار علمآور و یقینی نیستند و عمل بر اساس آنها الزامی و بایسته نیست. حال که چنین است، باید از آن به اخباری عدول کرد که یقیناً نشان میدهند پیامبر دارای کمال و معصوم بوده است و خداوند او را از خطای در عمل دور داشته است و در سخنان و عمل به شریعت او را توفیق داده است.۳
ب) حدیث مضطرب است؛ چه نقلهای مختلف آن در بیان نمازی که در آن سهو رخ داده و شیوه جبران آن سهو گزارشهایی متفاوت دارد.۴
ج) در خود خبر عباراتی وجود دارد، که بر ساخته بودن آن را نشان میدهد؛ برای نمونه در آن آوردهاند که وقتی پیامبر در دو رکعت نخست از نماز چهار رکعتی سلام داد، به او گفته شد: آیا نماز را شکستی یا فراموش کردی؟ که پیامبر گفت: «کل ذلک لم یکن». پیامبر با عبارت اخیر، سهو در نماز را به همراه شکستن آن از خود نفی کرده است. برخی در توجیه این عبارت گفتهاند که مراد پیامبر نفی جمع میان شکستن و نسیان است و این که این دو با یکدیگر حاصل نمیآید، امّا در پاسخ باید گفت که اولاً این جواب، پاسخ پرسش پیش گفته نیست؛ چه پرسشگر از وقوع یکی از این دو سؤال کرده بود و جوابِ بدون پرسش قبلی لغو است و لغو بر پیامبر روا نیست. دیگر آن که لازمه این جواب، آن است که پیامبر به وقوع یکی از دو امر توجه داشته باشد و سهوی نداشته باشد؛ حال آن که ظاهر کلام از عدم التفات پیامبر حکایت دارد و اگر پیامبر متوجّه بود، دیگر وجهی نداشت که از نمازگزاران در باره صحّت ادعای ذو الیدین سؤال کند.۵
1.. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱،ص۳۵۹-۳۶۰؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج۲، ص۲۰۴، ح۵، باب ما جاء عن الرضا علیه السلام فی وجه دلائل الأئمة علیهم السلام و الرد علی الغلاة و المفوضة لعنهم الله،«... عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! إِنَّ فِی سَوَادِ الْکُوفَةِ قَوْماً یَزْعُمُونَ أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه وآله لَمْ یَقَعْ عَلَیْهِ السَّهْوُ فِی صَلَاتِهِ، فَقَالَ: کَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللَّهُ، إِنَّ الَّذِی لَا یَسْهُو هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ...».
2.. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص۱۳۵.
3.. عدم سهو النبیّ، ص۲۰- ۲۲، ۲۷
4.. همان، ص۲۲ و ۲۴.
5.. همان، ص۲۵-۲۶.