مفید به روشن داشت ایستار و نقد مبنایی خویش بسنده نکرده است، بلکه با استدلالهای صدوق در دفاع از این انگار نیز به ستیزه پرداخته و آن را به صورت زیر باطل دانسته است۱
الف) صدوق مدعی است که سهو پیامبر از سوی خداست و سهو دیگر افراد بشر از سوی شیطان است؛ حال آن که بر این مطلب حجّتی ندارد. کلام او جای شگفتی دارد؛ چه اساساً شیطان بر پیامبر تسلطی ندارد. افزون بر این، لازمه این سخن آن است که سهو شیطانی تمام بشر، جز انبیا و ائمه را در بر گیرد و همگی آنان به دلیل تسلّط شیطان، اولیای او و گمراه به شمار آیند.
ب) ذو الیدین، بر خلاف ادعای او، معروف نیست و مجهول است. راویان هم از او نقل نکردهاند؛ چه در اصول فقیهان و راویان، حدیث و یاد کردی از او یافت نشد.
ج) اگر ذو الیدین مانند معاذ بن جبل، ابن مسعود و.. معروف هم بود، حدیث متفرّد او مورد عمل واقع نمیشد؛ چه از اخبار واحد است.
میتوان از باور مفید به وحدت و یکتایی امام در هر زمانه، به عنوان یکی دیگر از مبانی مؤثر او در نقد حدیث یاد کرد. چنان که پیش از این هم آمد، از دیدگاه او طاعت در زمان هر امام به جهت امامت، تنها از آن اوست، نه کسی دیگر و یک گروه با هم امام نمیشوند. بر همین مبنا به اعتقاد پارهای از امامیه به دیده تردید مینگرد و اصل را باور خود در زمینه وحدت امام میداند؛ چه اینان بر آناند که رسول خدا، علی، حسن و حسین در یک وقت امام بودهاند، جز آن که نطق، امر و تدبیر در مدّت حیات پیامبر از آن او بود و سپس، از آنِ امام علی و.... اینان یکی امام را صامت و دیگری را ناطق میدانند.۲ چنین مینماید که این سخن اشارتی باشد به احادیثی که از وجود دو امام ناطق و صامت در یک زمان حکایت دارند.۳
همچنین، چنان که در بحث جایگاه و مرتبت امام آمد، مفید در باره برتری ائمه آل محمد صلی الله علیه وآله بر رسولان و انبیای پیشین به نظر و جمعبندی نهایی نرسیده است. از همین رو، با وجود اذعان به وجود احادیثی از پیامبر، اخباری از ائمه و فقراتی از قرآن در تأیید برتری ائمه
1.. همان، ص۳۱.
2.. المسائل العکبریة، ص۹۸-۹۹.
3.. برای نمونه ر.ک: الکافی، ج۱، ص۴۳۳، ح۱، بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ لَاتَخْلُو مِنْ حُجَّة؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۴، ح۱۱، باب اتصال الوصیة من لدن آدم علیه السلام و أن الأرض لا تخلو من حجة لله _ عز و جل _ علی خلقه إلی یوم القیامة.