نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او - صفحه 28

باطل و نپذیرفتنی است؛ چه دانستن چنین علم غیبی، وصف کسی است که بنفسه به اشیا آگاه است، نه با علم مستفاد و این تنها به خداوند ویژه است. او همه امامیه را با این گفته هم داستان می‏داند، جز گروهی اندک از مفوّضه و غلات منسوب به ایشان.۱

عصمت

۱. سرشت عصمت

شیخ مفید برای روشن داشت مفهوم عصمت، نخست آن را از نظر لغوی معناشناسی می‏کند. به باور او عصمت در اصل لغت، آن است که انسان از چیزی بدان پناه می‏برد، گویی که از رهگذر آن خود را از افتادن بدانچه ناپسند می‏دارد، حفظ می‏کند و عصمت از جنس فعل نیست (چون اسم ذات است، نه اسم معنا). از همین باب هنگامی که کسی به کوه پناه برد، گویند: «اعتصم فلان بالجبل» و به بزهای کوهی، «عِصَم» گفته می‏شود؛ چه به کوه پناه می‏برند۲
او عصمت را در اصطلاح، لطف و توفیقی می‏داند که انسان به گاهِ فرمانبری، از رهگذر آن از ناخوشایند در امان می‏ماند، مانند ریسمانی که بر مردی در حال غرق شدن می‏افکنند تا بدان چنگ زند و در امان ماند، اگر آن را بگیرد و بدان پناه برد، آن ریسمان را عصمت او می‏خوانند؛ چه به آن دست یازیده و از غرق شدن نجات یافته است، امّا اگر چنین نکند، دیگر عصمت نامیده نمی‏شود. راه لطف نیز چنین است، اگر انسان اطاعت کند، «توفیق» و «عصمت» نامیده می‏شود و اگر سر پیچد، دیگر توفیق و عصمت نام ندارد. خداوند این معنا را در قرآن باز نموده و گفته است: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا». ریسمان الهی، دین اوست، آیا نمی‏بینی که به مردمان واسطه فرمانبری، از وقوع در عقاب در امان می‏مانند و تمسّک به امر الهی برای آنان اعتصام می‏شود و لطف خداوند در باره آنان در طاعت، به عصمت بدل می‏گردد. بنا بر این، تمامی مؤمنان _ ملائکه، انبیا یا ائمه _ معصوم‌اند؛ چه به طاعت الهی چنگ زده‏اند.۳
به دیگر سخن، می‏توان گفت که «عصمت» از سوی خداوند برای حجّت‏های خود توفیق و لطف است و «اعتصام» از گناهان و غلط در دین خداوند، از سوی حجّت‏های الهی است. عصمت، تفضّل خداوند است بر کسی که می‏داند به حفظ و عصمت او تمسّک

1.. همان، ص۶۷.

2.. همان، ص۱۳۴.

3.. همان، ص۱۳۴-۱۳۵.

صفحه از 46