گناهان صغیرهای که انجام دهنده خود را بی اعتبار نمیسازد، از سوی آنان پیش از نبوّت جائز و پس از نبوت ممتنع است.۱ همچنین از نظر عقلی جایز در حال نبوّت جایز است که بدون تعمّد بر تقصیر و عصیان، مستحب و مندوبی را ترک کنند.۲ معصیتهای انبیا در حال نبوّت که قرآن از آنها سخن گفته است، هم از سنخ ترک اولی است؛۳ چه ترک مستحب، نیز گاه معصیت خوانده میشود؛ همان گونه که انجام آن نیز گاه طاعت گفته میشود. به ویژه آنگاه که از پیامبر، وصیّ یا بر گزیدهای سر زند؛ چه خداوند آنان را به دلیل جایگاه والاشان، به خُردک عملی مؤاخذه میکند و معذور نمیدارد تا تأدیب و تهذیبشان نماید و از انجام آن در آینده باز دارد، حال آن که اگر کسی دیگر مرتکب آن میشود، او را مؤاخذه نمیکرد و در تأدیب او شتاب نمیکرد.۴
امّا پیامبر اسلام، از هنگام پای نهادن در این دنیا تا هنگام در گذشت، معصیت خداوند نکرد، به عمد به خلاف او بر نخاست و از روی عمد یا فراموشی، مرتکب گناهی نشد. قرآن و اخبار متواتر از آل محمّد نیز این را نشان میدهد. در این میان آیه «و النجمِ اذا هوی ما ضلّ صاحبکم و ما غوی» بهترین دلیل بر این مدعاست،۵ چه خداوند با آن هر گونه گناه و نسیان را از پیامبر نفی کرده است. توضیح، آن که خداوند با یادکرد معصیت آدم در آیه «ِوَ عَضی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى»،۶ معصیت را «غوایه» میخواند. هر معصیتی همین گونه است؛ چه مرتکِب آن، از ثواب ترک آن محروم میماند و در لغت گمراهی، گونهای بیبهرهگی و محرومیّت است.
افزون بر این خداوند در آیه دین و به گاه یاد کرد شهود میگوید:
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ یَكُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما.۷
مراد از «أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما»، آن است که دچار فراموشی نشوند. در این آیه نسیان، ضلالت و گمراهی خوانده شده است و این کاربست در لغت مشهور است. اکنون که روشن شده هر معصیتی غوایة و هر نسیان، ضلال است، از آیه « وَ النَّجْمِ إِذا هَوی* ما ضَلَّ
1.. اوائل المقالات، ص۶۲.
2.. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص۱۲۹.
3.. الفصول المختارة من العیون و المحاسن، ص۱۰۳.
4.. همان، ص۱۰۴.
5.. اوائل المقالات، ص۶۲-۶۳.
6.. سورۀ طه، آیۀ۱۲۱.
7.. سورۀ بقره، آیۀ۲۸۲.