نظام امام شناسی شیخ مفید و باز خورد آن در حدیث پژوهی او - صفحه 43

بر صحّت کند. او همداستان با قمیان، معترف است که ظرف وقوع این حدیث، در مسائل دنیوی است و با مسائل آن جهانی پیوندی ندارد. امّا بی‌شک بر پایه مبانی کلامی خویش نمی‏تواند آن را بر معنای ظاهریش حمل نماید. از همین روی، در باره این حدیث رویکردی تأویل‌گرایانه اتّخاذ می‏کند و معتقد است که روایت از درستی ظنّ مؤمن در بسیاری از موارد خبر می‏دهد و مراد از آن، خبر دادن از نهان‏ها از رهگذر مشاهده نیست؛ چنان که در مثل آورده‏اند که انسان تا از ظنّ خود بهره نبرد، او را از علمش بهره‏ای نخواهد بود؛ یعنی آدمی تا با هوش، زیرک، بیدار و دارای سرشتی پاک نباشد، بسیاری چیزها را درک نمی‏کند. زیادت علم آدمی به پاکی سرشت او از نا خالصی‌ها، تندذهنی، تلاش و طلب اوست. چون چنین شد، ظنون او درست و صائب می‏گردد. بنا بر این، درستی فراست مؤمن، صدق ظنّ او در بیشتر موارد است و این سهو را در اندک مواردی نفی نمی‏کند. بر این اساس، خبر پیش گفته صراحتی بر این ندارد که مؤمن با فراست غیب را می‏بیند و علم باطن از او پوشیده نیست.۱ از این رو، او فراست مؤمن را همان زیرکی او می‏داند که در اثر تهذیب و پاک شدن، حدّت و شدّت یافته و در چنین فضایی برون دادِ هوش و ذکاوت او، در بیشتر موارد مقرون به صحّت و درستی است.
دیگر مستندات توسِم و تفرّس، یعنی روایاتی که علی علیه السلام را «صاحب المِیسَم»۲ می‏خواند یا آیه «إن فی ذلک لآیات للمتوسمین» را در باره اهل بیت می‏داند، از دیدگاه شیخ مفید اشکال صدوری ندارند. از همین رو، تنها به عرصه تبیین آنها وارد می‏شود. مفید بر پایه این روایات، داشتن قدرت توسّم را برای ائمه و نیز مدلول و محتوای ظاهری آن را می‏پذیرد، امّا معتقد است که این احادیث به آخرت و رستاخیز ناظرند و مربوط به این جهان نیستند؛ چه خداوند در قرآن آورده است:
وَ عَلَی الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسیماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْكُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ.
و مردمانِ بر روی اعراف، امیر المؤمنین و ائمه‏اندکه اهل بهشت و دوزخ را با نشانه هاشان می‏شناسند، همان نشانه‏هایی که در آیات «یعرفون کلا بسیماهم» و«یعرف المجرمون

1.. المسائل العکبریة، ص۹۴-۹۵.

2.. مفید می‏گوید مراد از میسم علم به حال افراد است که با توسّم به دست می‏آید (المسائل العکبریة، ص۹۵؛ تصحیح الأعتقادات الإمامیة، ص۱۰۷). در المزار هم این توصیف را در بارۀ امیر المؤمنین می‏آورد (ر.ک: المزار، ص۷۸، باب شرح الزیارة).

صفحه از 46