وسوسه - صفحه 4

۲۱۶۹۴.عنه عليه السلام :إنَّ رجُلاً أتى رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ : يا رسولَ اللّهِ إنّني نافِقتُ ، فقال : و اللّهِ، ما نافَقتَ و لو نافَقتَ ما أتَيتَني تُعلِمُني، ما الّذي رابَكَ ؟ أظُنُّ العَدُوَّ الحاضِرَ ۱ أتاكَ فقالَ لَكَ : مَن خَلَقَكَ ؟ فقُلتَ : اللّهُ خَلَقَني ، فقالَ لَكَ : مَن خَلَقَ اللّهَ؟ قالَ : إي و الّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ لَكانَ كَذا .
فقالَ : إنّ الشَّيطانَ أتاكُم مِن قِبَلِ الأعمالِ فلَم يَقوَ علَيكُم ، فأتاكُم مِن هذا الوَجهِ لِكَي يَستَزِلَّكُم ، فإذا كانَ كذلكَ فلْيَذكُرْ أحَدُكُم اللّهَ وَحدَهُ . ۲

۲۱۶۹۵.الكافي عن ابن أبي عميرٍ عن محمّد بن مسلم عن الإمامِ الصّادقِ عليه السلام :جاءَ رجُلٌ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ : يا رسولَ اللّهِ، هَلَكتُ ! فقالَ لَهُ صلى الله عليه و آله : أتاكَ الخَبيثُ فقالَ لَكَ : مَن خَلَقَكَ ؟ فقُلتَ : اللّهُ ، فقالَ لَكَ : اللّهُ مَن خَلَقَهُ ؟ فقالَ : إي و الّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ لَكانَ كَذا ، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ذاكَ و اللّهِ مَحضُ الإيمانِ .
قالَ ابنُ أبي عُمَيرٍ : فحَدَّثتُ بذلكَ عَبدَ الرّحمنِ بنَ الحَجّاجِ فقالَ : حَدَّثَني أبي عن أبي عبدِ اللّهِ عليه السلام أنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله إنّما عَنى بقولِهِ : «هذا و اللّهِ مَحضُ الإيمانِ» خَوفَهُ أن يَكونَ قَد هَلَكَ حَيثُ عَرَضَ لَهُ ذلكَ في قَلبِهِ . ۳

۲۱۶۹۴.امام باقر عليه السلام :مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : من دچار نفاق شده ام . حضرت فرمود : به خدا سوگند ، تو منافق نشده اى. اگر منافق بودى نزد من نمى آمدى، تا مرا از آن آگاه كنى. چه چيز تو را به ترديد افكنده است؟ گمان مى كنم آن دشمن حاضر [در همه جا، يعنى شيطان] به سراغت آمده و به تو گفته است: چه كسى تو را آفريده است؟ و تو گفته اى: خدا مرا خلق كرده است و او به تو گفته است: چه كسى خدا را آفريده است؟ مرد عرض كرد: آرى، سوگند به آنكه تو را به حق برانگيخت، همين گونه است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: شيطان از طريق اعمال و كردارهايتان نزد شما آمد و نتوانست بر شما چيره شود. حالا از اين راه [يعنى راه عقايد ]به سراغتان آمده است تا شما را بلغزاند. هرگاه چنين چيزى براى يكى از شما پيش آمد، خدا را به يگانگى ياد كند.

۲۱۶۹۵.الكافىـ به نقل از ابن ابى عمير از محمّد بن مسلم ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! هلاك شدم. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: آن خبيث (شيطان) به سراغ تو آمد و گفت: چه كسى تو را آفريده است؟ و تو گفتى: خدا و او گفت: خدا را چه كسى آفريده است؟ مرد عرض كرد: آرى، سوگند به آنكه تو را به حق برانگيخت، مطلب همين گونه است [كه مى فرماييد]. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به خدا سوگند كه اين ايمان محض است.
ابن ابى عمير مى گويد: من اين حديث را براى عبد الرحمان بن حجّاج گفتم. او گفت: پدرم از حضرت صادق عليه السلام برايم حديث كرد كه فرمود: مقصود رسول خدا صلى الله عليه و آله از اينكه فرمود: «به خدا سوگند كه اين ايمان محض است» همان ترس او از اين است كه نكند با خطور آن افكار در ذهنش، به هلاكت افتاده باشد.

1.في بعض النسخ : «الخاطر» . (كما في هامش المصدر).

2.الكافي : ۲/۴۲۵/۵.

3.الكافي : ۲/۴۲۵/۳.

صفحه از 9