۱۳۰۲.امام على عليه السلام :ستايش ، خداى را كه حواس ، او را در نمى يابند ، و جاى ها فرايش نمى گيرند ، و ديدگان ، او را نمى بينند ، و پرده ها او را نمى پوشانند . حادث بودن آفريدگانش را دليل قديم بودن خود قرار داد ، و پيدايش خلقش را دليل بر وجود خويش ، و همانندى آنها را دليل بر اين كه او را همانندى نيست.
۱۳۰۳.امام على عليه السلام :ستايش ، خداى را كه هيچ آسمان و زمينى ، آسمان و زمين ديگرى را از او پوشيده نمى دارد.
۱۳۰۴.امام على عليه السلام :ستايش ، خداى را كه نه خود از چيزى پديد آمده است و نه موجودات را از چيزى آفريد ؛ او كه حدوث موجودات را گواه بر ازلى بودن خويش ، و داغ ناتوانى را كه بر آنها نهاد ، شاهد قدرت خود ، و نيستىِ گريزناپذير آنها را دليل بر پايندگى خود قرار داد .
۱۳۰۵.امام على عليه السلام :ستايش ، خداى را كه آنچه را او شكسته ، كس نتواند بست و آنچه را او بسته ، كس نتواند شكست ، و اگر او مى خواست ، هرگز دو تن از اين امّت ، با يكديگر ناساز نمى شدند.
۱۳۰۶.امام على عليه السلام :ستايش ، خداى را كه گويندگان از پسِ ستايش او برنمى آيند ، و شمارندگان ، از شمارش نعمت هاى او ناتوان اند ، و كوشندگان ، حقّ او را نمى گزارند ؛ او كه انديشه هاى بلند ، به او نمى رسند ، و هوش هاى ژرف ، به او دست نمى يابند ؛ او كه او را مرز و اندازه اى نيست ، و در وصف نمى گنجد ، و در زمان نمى آيد ، و او را عمرى و سرآمدى معيّن نيست . آفريدگان را با قدرتش آفريد ، و بادها را به رحمتش پراكند ، و جنبش زمينش را به وسيله كوه ها مهار كرد.