آيةالله آصفى: به نظر بنده لازم است تحقيقات علمى جديدى در ريشه هاى فقهى و كلامى حديث غدير شود.
در مسئله ولايت و امامت بعد از رسول الله(ص) دو نظر در تاريخ فقهى و كلامى اسلام داريم: نظريه انتخاب مردم( نظريه معروف اهل سنت)، نظريه نصّ(نظريه شيعه). غدير تبلور نظريه نص در مقابل نظريه انتخاب است، و در حقيقت اختلاف دو مذهب بزرگ اسلامى، پيش از آنكه يك اختلاف تاريخى باشد، اختلافى است بنيادى(فقهى و كلامى) بر محور حق تعيين امام و ولى امر. به نظر اهل سنت، مردم در انتخاب امام و ولى امر ذى حق هستند، و به نظر شيعه حق تعيين امام فقط با خداست و مردم در انتخاب امام و ولى امر هيچ حقى ندارند.
اينجا به اختصار به بررسى ونقد اين دو نظريه مى پردازيم:
نظريه حقّ انسان نسبت به سرنوشت سياسى خود و حق انتخاب امام را مى توانيم به دو شكل توجيه كنيم:
توجيه اوّل: مردم در تعيين حق سرنوشت سياسى خود ذى حقّ هستند و اين حقّى طبيعى است كه هيچ كس نمى تواند از مردم سلب كند.
اين نظريه در حقيقت اساس دمكراسى سياسى امروز است كه بهترين بيان علمى آن به دست دانشمند و فيلسوف معروف فرانسه«ژان ژاك روسو» در كتاب معروف وى«قرارداد اجتماعى» شكل گرفت. اين نظريه مبناى علمى و فلسفى نظامهاى دمكراسى دنيا است و بر سه اصل استوار است:
اصل اوّل: هيچ انسانى بر ديگرى ولايت ندارد؛
اصل دوم: هر انسانى حق انتخاب سرنوشت خود را دارد؛
اصل سوم: هر انسانى مى تواند حقّى را كه به موجب اصل دوم نسبت به سرنوشت خود دارد، به كسى واگذار كند.
به موجب اين سه اصل مردم مى توانند براى تعيين سرنوشت خود امام،