ستايشنامه شيخ زين العابدين مازندراني به مير حامد حسين - صفحه 309

خواهش نموده ايم كه هر كسى به حسب قابليت و استعداد مالى و تمكّن و استطاعت همتى به كار برده و جدّ و جهدى نموده در مقام استكتاب و استنساخ برآيند، شايد آن اسباب هدايت را منتشر ساخته، اسباب استبصار مخالفين گردد، سعى از ما و تأثير از خداوند جلّ و علا.
ان شاء اللّه مترصد آنكه همه روزه، يوماً فيوماً ثمرات جَنيّه جيده حاصل آيد و در هر حال اگر توفيق، رفيق و هدايت، رهبر طريق مردمان شفيق شده، آن حبر شفيق را تكليف به محراب و مسجد نمايند. بر جناب شما هم لازم و متحتّم است كه بر اين امر عازم و جازم شده در مقام قضاء حوايج اخلاّء روحانى برآيند و اين مطلب را مخلّ به مقصد خويش نشماريد كه تأييد از جانب بارى تعالى خواهد شد، بلكه متوقع اينكه خود اين عمل بيشتر اسباب تأييد و توفيق جناب سامى در تأليف و تصنيف گردد و به جهت محض خيال اينكه مبادا مخالطه و معاشرت با مردم مانع از تحصيل بعضى امور اخرويه گردد. دست از ثواب كثير نماز جماعت نمى توان كشيدن كه واركعوا مع الراكعين۱ و چشم از اقتضاى مدنيّت كه موقوف بر معاشرت و مخالطت است نمى توان پوشيد و اگر عزلت و انزوا را جهت حُسنى بودى رسول خدا ـ صلىّ اللّه عليه و آله وسلّم ـ كه مجمع جميع محاسن و مكارم است آن را وظيفه خود فرمودى و چهره مهرمانند را از مهاجر و انصار در پوشيدى و حال آنكه برعكس، سلوك فرموده، مردمان را هم امر مى فرمودى. همچنين حال علما كه«وَرَثةُالأنبياء» مى باشند؛ علاوه از اينكه اين قضيه بر سبيل مانعة الجمع است بلكه مى شود باكمال تردّد و مراجعه و مراوده با خلق، متصدّى امر تأليف و تصنيف هم شد، چنانچه در سابقين از علما و سالفين از فقها اين مطلب به وضوح پيوسته است؛ چنانچه از صاحب«مناهل» ۲ ، مرحوم آقاسيدمحمد مجاهد ـ اعلى اللّه

1.بقره(۲)، ۴۳

2.براى اطلاع از شرح حال مختصر وى بنگريد به: ريحانةالادب، ج۳، ص۴۰۱ و ۴۰۲

صفحه از 296