ستايشنامه شيخ زين العابدين مازندراني به مير حامد حسين - صفحه 308

از آنها نمى باشند، لهذا درصدد اين برآمده مزاحم شدم و چون حكمت و مصلحت خداوند احديت تقاضا فرمودكه صدور و بروز هر امرى به حسب اسباب باشد، و بى سبب چيزى را صادر و جارى نفرموده است، و به همين ويتره عبادات هم طريق تعلّم و تعاليم عنايت فرموده است و عالم كون و فساد را دار اسباب قرار داده است:«أبَى اللّه أن يَجرِىَ الأُمور إلاّ بأسبابها» ۱ . اما چون مشيّت اللّه تعلّق بر صدور و حدوث امرى از امور گيرد و مصلحت اقتضا نمايد وقوع و بروز آن اسباب را فراهم خواهد آورد كه«إذا أراد اللّهُ شَيئاً هَيّأ أسبابَه»؛ لهذا نور چشمى، حاج شيخ محمد، از آن اخلاص غايبانه و خاطرخواهى دوستانه كه با جناب سامى به هم رسانيده در مقام اين برآمدند كه دو كلمه تشويق و ترغيب نامه اى به حضرات اهالى و سكنه و اعاظم و افاخم و اركان آن صفحات قلمى داريد كه زياد از اين راضى نشوند كه جناب شما در انزوا و خمول، مهجور و ملول نشسته و ابواب عنايت و مرحمت را بر روى ايشان بسته و رشته افاضه و افاده را از جهانيان گسسته داريد و از آنجا كه خودم هم طالب و راغب بودم و منتظر اوقات مى بودم و تحريك نورچشمى هم مزيد بر رغبت شده لهذا از براى هريك از اهالى كه مقلدين داعى مى باشند رقيمه اى به عنوان ترغيب و تشويق، نگارش شده، اميد كه نتايج جميله و فوايد جزيله عايد گردد و جناب شما هم در مقام خواهش و استدعاى حضرات، البته مسئولشان را به اجابت مشمول، و توقّع و مرام ايشان را پذيرفته خواهيد داشت. و در ضمن مطالب مسئوله به حسب خواهشهاى مردم و تعشّقشان به مؤلَّفات و مصنّفات جناب سامى و عدم استطاعت و قدرت و تمكّن شما از طبع و چاپ و ترويج و انتشار و اشتهار، از مؤمنين و مسلمين استدعا و

1.بحارالانوار، ج۲، ص۹۰، ح۱۵، با اندكى تفاوت: أبَى الله ان يجرى الاشياء الاّ بالاسباب…

صفحه از 296