امام حسن عسکری علیه السلام
ـ وقد سُئلَ عن الحُجّةِ والإمامِ بعدَهُ ؟ ـ: ابْنِي محمّدٌ ، وهُو الإمامُ والحُجّةُ بَعدي، مَن ماتَ ولَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً. أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ و يَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ و يَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ.
ـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـفرمود : فرزندم محمّد، اوست امام وحجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن، ظهور مىكند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مىشوند و باطل گرايان به نابودى مىافتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او ]زمان تعيين مىكنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مىبينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.
بحار الأنوار : ج51 ص160ح 7 .
راوی: مقاله «احسن القصص» با رويكردی روايت شناختی به قصص قرآنی تدوين شد.
به گزارش راوی، نويسنده در اين مقاله، به ارتباط ميان روايت شناسی و قصص قرآنی اشاره می كند. وی در ادامه به مؤلفه های روايت شناسی كه شامل سطوح داستان و متن معرفی است پرداخته و سپس نمونه هايی از داستان های قرآنی در پرتو رويكرد روايت شناسی را بر می شمارد. نگارنده در پايان به ده يافته تازه درباره ارتباط ميان قصص قرآنی و روايت شناسی اشاره كرده و در آخر نتيجه می گيرد كه ميان قصص قرآنی و روايت شناسی ارتباط مثبت وجود دارد. در بخشی از اين مقاله آمده است: بی شك رويكردهای ادبی به قرآن به سده های آغازينتفسير و تاويل و حتی ترجمه قرآن برمی گردد. عمده اين آثار بنا بر شكل و محتوايشان بيشتر به دين شناختی قرآن پرداخته اند تا به مسائلادبی و زبان شناختيآن.
مقاله «احسن القصص» توسط ابوالفضل حری تدوين و در شماره دوم نشريه نقد ادبی و پايگاه معارف قرآن، درج شده است.