سخنى درباره آزادى در مكتب انبيا - صفحه 2

اراده انسان را به بند مى كشند و اين «مرغِ باغِ ملكوت» را در زندان تمايلات حيوانى، بازداشت مى كنند و در نتيجه، گردنش را براى پذيرش زنجيرهاى خارجى ، آماده مى سازند .
بى جهت نيست كه استثمارگران ، براى فاسد كردن و به بند كشيدن توده ها، ابتدا از زنجيرهاى داخلى استفاده مى كنند و با آماده ساختن مراكز و وسائل هوسرانى هاى افراطى و تبليغ و ترويج آنها، در مرحله اوّل ، شخصيت و آزادىِ درونى را از انسان سلب مى كنند ، كه در اين صورت ، سلب آزادى هاى بيرونى بسى آسان است، بلكه گاه مى شود كه انسان در عين اسارت داخلى و خارجى، احساس كمال آزادى مى كند!
درست است كه مردم فرانسه همگى، فرد فرد، «آزاد»ند كه «وركور» را بشناسند و برگزينند يا غير «وركور» را؛ ولى از اين آزادى ، كسانى استفاده مى كنند و كسانى آزادى را «به سود خود گرايش مى دهند» كه قوى ترند، حتى رأى مى سازند ؛ رأى آزاد مى سازند!
رأى ساختن ، همه اش به شكل معروفى كه مى شناسيم ، نيست ... در خود غرب چنين نمى كنند ... آنها رأى قلاّبى را نيمه شب ها ، پنهانى در صندوق هاى «أخذ رأى» نمى اندازند؛ رأى قلاّبى را، شب و روز، آشكار، اما سخت عالمانه و ماهرانه ، در صندوق هاى «خلق رأى» ـ يعنى مغزها و دل ها ـ مى افكنند ؛ بى آن كه صاحب صندوق ، از آن آگاه شود ، و از اين جا ليبراليسم و دموكراسىِ واقعى و عملى آغاز مى شود . يعنى پس از آن، اين فرد حقيقتا آزاد است كه به هر كس كه «دلش خواست» ، به هر كسى كه در مغزش بدو مى انديشد و در حافظه اش او را مى شناسد و در اعتقادش به او معتقد و مؤمن شده است و زندگىِ او و فضايل او و امتيازات شخصيت او را به دقّت مى داند، رأى بدهد ... . و بدين طريق ، همان كسانى كه واقعا در مغزهاى مردم شناخته بوده اند و در دل هايشان جا داشته اند، در مجلس هاى ملّى جا مى گيرند، و اين «تقلّب طبيعى و قانونى» است!
گاه نزديك انتخابات مى بينيم [كه] ناگهان صدها مقاله، ده ها كتاب ، فيلم، تآتر، هزاران گونه تبليغ هاى مستقيم و غير مستقيم [را ]ـ با لحن ها و رنگ ها و

صفحه از 5