و حتي پيامبر، همراهي خودش را با علي عليه السلام به گروه مسلمانان توصيه فرموده و گوشزد نمودند تا حجت بر آنان و همه تمام شود؛ از جمله نقل از ابوبكر است كه پيامبر را ديدم كه در خيمهاي نشسته بود و در خيمه علي و فاطمه و حسن و حسين بودند. رسول خدا( فرمود:
يا معشر المسلمين! اني سلم لمن سالم اهل هذه الخيمة و حرب لمن حاربهم و ولي لمن والاهم و عدو لمن عاداهم لا يحبهم الا سعيد الجد، طيب المولد و لا يبغضهم الّا شقي الجدردي الولادة.۱
پيامبر، در اين حديث شريف، صلح و جنگ خويش را در گرو صلح و جنگ اهل بيت از جمله علي عليه السلام معرفي ميكند و خطابش به همه مسلمين است و هيچ كس را در اين خطاب عام، استثنا نكرده است و حتي دوست داشتن آنها را دليل بر سعادت و پاكي جسم و روح و دشمن داشتن آنها را دليل بر شقاوت و نا پاكي جسم و روح معرفي ميكند.
12. در برخي روايات پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم، علي عليه السلام را حجت بر امّتش تا روز قيامت معرفي ميكند و كسي را از اين امت استثنا نكرده و اين حجت را تا روز قيامت برقرار دانسته است؛ از جمله انس بن مالك گويد:
نزد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بودم، علي را مقابلش ديدم، پس فرمود: أنا و هذا حجة علي امّتي يوم القيامة؛۲من و اين علي عليه السلام، حجت بر امّتم هستيم تا روز قيامت .
و حتي پيامبر، شك و ترديد در علي عليه السلام را فقط از آن كافران ميداند. عطا گويد از عايشه درباره علي عليه السلام سؤال كردم، عايشه گفت: او بهترين انسانهاست كه در او شك نميكند، مگر كافر . ۳
و همچنين پيامبر فرمود:
علي خير البشر فمن امتري فقد كفر.۴
و در پارهاي روايات، اين مقام حضرت را بهتر شرح ميدهد كه چرا علي عليه السلام، خط مّميز كفر و ايمان است. بنابر فرمايشات پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم او رايت هدايت و منارة ايمان و امام اولياست و در قيامت با پيامبر است و بر سر حوض حضور دارد و صاحب لواي پيامبر و همراه او بر كليدهاي خزاين بهشت پروردگار حضور دارد. ۵
كتابنامه
ـ الاستيعاب في معرفة الاصحاب، ابنعمر قرطبي، بيروت: دارالكتب العلميه، اول، 1415ق.
ـ اسدالغابة في معرفة الصحابة، عزالدين علي بن اثير، بيروت: دار احياء التراث العربي.
1.. المناقب خوارزمي، ص۲۰۶؛ مقام الامام اميرالمؤمنين، ص۱۱.
2.. الآلي المصنوعه، ج۱ص۱۸۹؛ تنزيه الشريعة، ج۱، ص۳۶۰؛ كنزالعمال، ح۳۳۰۱۳؛ تاريخ بغداد، ج۲، ص۸۶.
3.. ينابيع المودة، ص۲۴۶؛ كنزالعمال، ج۶، ص۱۵۹.
4.. الآلي المصنوعه، ج۱، ص۱۷۰؛ تاريخ بغداد، ج۷، ص۴۳۳؛ الموضوعات، ج۱، ص۳۴۸، ۳۴۹.
5.. تاريخ البغداد، ج۱۴ص۱۰۲؛ حلية الاولياء، ج۱، ص۶۶.