بدون ترديد، کساني که پيامبر معصوم خدا را به هذيانگويي متّهم ساختهاند، از کفّار و مشرکان نبودهاند؛ بلکه از کساني بودهاند که در لحظه وصيت آن حضرت، در حضور ايشان بودهاند و چنانکه در برخي نقلها آمده، از بزرگان صحابه بودهاند. شماري از دانشمندان اهل سنّت، در آغاز همين حديث، از ابن عبّاس نقل کردهاند:
چون پيامبر( در آستانه وفات قرار گرفت، فرمود: هَلُمَّ أکتُبُ لکم کتاباً لن تضلّوا بعده؛ بياييد تا برايتان نامهاي بنويسم که پس از آن، هرگز گمراه نشويد . اين در حالي بود که در خانه رسول خدا، مرداني حضور داشتند که عمر بن خطّاب نيز يکي از آنان بود (مسند ابن حنبل: ج 1 ص 325؛ السيرة النبوية، ذهبي: ص 384).
آيا کساني که در مقابل اقدام خيرخواهانه پيامبر ـ که ميخواهد براي صحابه و امّت اسلامي، نامهاي بنويسد تا براي هميشه آنان را از گمراهي حفظ کند ـ ، او را به هذيانگويي متّهم ميکنند، ميتوانند مايه امان امّت از گمراهي و بدعت و ... باشند؟! آنان با جلوگيري از نوشته شدنِ آن نامه هدايتآفرين، باب گمراهي را براي امّت گشودند، پس چگونه ميتوانند مايه امان امّت از گمراهي باشند؟! ۱
اينها نمونههاي کوتاهي از عقايد و اعمال شماري از صحابه بود. بهراستي، آيا اين افراد ميتوانند مايه امان امّت از ظهور بدعتها و غلبه هواهاي نفساني و اختلاف عقايد و ... باشند؟!
6 ـ 4 . معناي واقعي حديث
چنانکه ديديم، حديث اَمان با تعبير و أصحابي أمانٌ لاُمّتي با ايرادهاي متعدّدي روبهروست، به گونهاي که پذيرش آن را ناممکن ميسازد. اما اگر حديث را با تعبير و أهل بيتي أمانٌ لاُمّتي بپذيريم ـ چنان که شمار قابل توجّهي از دانشمندان اهل سنّت و همه دانشمندان شيعه اماميه و زيديه، اين گونه نقل کردهاند ـ ، هيچ يک از ايرادهاي گذشته، بر آن وارد نخواهد بود؛ چرا که:
اوّلاً در آثار دست اوّل اسلامي، اسناد و مدارکي وجود دارد که نشان ميدهد جهان هيچ گاه از وجود فردي از اهل بيت پيامبر( خالي نبوده و نخواهد بود، و همواره فردي از دودمان رسالت، در ميان امّت اسلامي وجود دارد، تا جهان پايان يابد. پيشتر گفتيم که حديث ثقلين، به وضوح، بر چنين معنايي دلالت دارد و شماري از دانشمندان اهل سنّت نيز به اين معنا معترفاند.
حديث ديگري که بر اين معنا دلالت دارد، حديث خليفه قرشي است. بر اساس اين حديث، خلافت و جانشيني پيامبر، در همه زمانها تا قيامت، به قريش اختصاص دارد و هيچ قوم و قبيله ديگري را در آن سهمي نيست. عبد الله بن عمر از رسول خدا( نقل ميکند که فرمود:
1.. براي اطّلاع بيشتر، ر.ک : نامهاي که نانوشته ماند، از نگارنده.